کد مطلب: ۱۰۸۶۰۰۸
|
|
۱۳ تير ۱۴۰۵ - ۰۵:۴۱

پناهی برای فرزندان فراموش‌شده؛ چرا رهبر شهید، پدر امت بود؟

پناهی برای فرزندان فراموش‌شده؛ چرا رهبر شهید، پدر امت بود؟
در میان تمام ویژگی‌های رهبر شهید، شاید هیچ جا به اندازه مسئله آسیب‌های اجتماعی، نمی‌شد معنای دقیق و ملموس «پدر امت» را در رفتار ایشان دید. نگاهی که معتادان خیابانی، کودکان کار، زنان آسیب‌دیده و حاشیه‌نشینان بی‌بضاعت را فرزندان خود و پاره تن جامعه اسلامی می‌دانست.

به گزارش مجله خبری نگار، در میان تمام ویژگی‌های رهبر شهید، شاید هیچ جا به اندازه مسئله آسیب‌های اجتماعی، نمی‌شد معنای دقیق و ملموس «پدر امت» را در رفتار ایشان دید. نگاهی که معتادان خیابانی، کودکان کار، زنان آسیب‌دیده و حاشیه‌نشینان بی‌بضاعت را فرزندان خود و پاره تن جامعه اسلامی می‌دانست. وقتی بیانات ایشان در دیدار‌های عمومی و خصوصی را از آغاز دهه ۹۰ تا کنون مرور می‌کنیم، با یک حس مسئولیت شدید، عمیق و تپنده پدرانه مواجه می‌شویم؛ گفت‌و‌گو‌هایی که در آن اجازه داده نشد صدای واقعی لایه‌های ضعیف جامعه گم شود. در قلب این جلسات، نگاه جدیدی به ساختار مدیریتی کشور تزریق شد؛ نگاهی که یک تکان عمده در بدنه حکمرانی ایجاد کرد تا یادآوری کند علاج این‌گونه آسیب‌ها در پشت‌میزنشینی نیست. در منظومه فکری شهید آیت‌الله خامنه‌ای، معضلات اجتماعی هرگز یک پرونده اجرایی معمولی نیستند، بلکه زلزله‌ای خاموش و بنیان‌افکن به‌شمار می‌روند که آرامش و کرامت جامعه اسلامی را هدف گرفته‌اند؛ خطری بزرگ که علاج آن در میدان‌داری دولت و نیز آستین‌های بالا‌زده جریان‌های اصیل، مستقل و خودجوش مردمی است؛ همان جوانان پرانگیزه‌ای که بدون توقع و بار مالی، بار روی‌زمین‌مانده را برمی‌دارند، هرچند که در خیلی از مواقع با دیوار‌های بلند انحصارطلبی دستگاه‌های دولتی مواجه می‌شوند.

در این گزارش تفصیلی، با تکیه بر بیانات مهم و مستند رهبر شهید و به‌ویژه با بازخوانی روایت‌های صریح و شنیدنی مهدی مسکنی، دبیر قرارگاه جهادی علی‌بن‌موسی‌الرضا (ع) از پشت صحنه آن نشست‌های ویژه، تلاش کرده‌ایم تا لایه‌های پنهان این دغدغه تمدنی و پیوند میان نگاه پدرانه شهید آیت‌الله خامنه‌ای با واقعیت‌های عریان کف میدان آسیب‌های اجتماعی را کالبدشکافی کنیم.

باید مردم را عائله خودمان بدانیم

در نگاه رهبر شهید، هر فرد آسیب‌دیده اجتماع، پاره‌ای از تن جامعه اسلامی است. فراز جدی این تفکر در طول دهه نود، زمانی که آمار آسیب‌هایی مانند اعتیاد، طلاق، حاشیه‌نشینی و... رو به صعود بود، خود را در قالب جلساتی فوق‌العاده و مستمر نشان داد؛ جلساتی بلندمدت و نفس‌گیر با حضور سران قوا و کلیدداران اصلی دستگاه‌های اجرایی، قضایی و امنیتی که در بیت رهبری برگزار می‌شد. در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۵، در بحبوحه همین نشست‌های راهبردی شاید کلیدی‌ترین خط فکری حاکمیت از سوی ایشان صادر شد. ایشان در بیانات خود در جلسه‌ای با مسئولان به‌صراحت فرمودند: «ما مردم را باید عائله خودمان بدانیم. ما مسئولان کشوریم دیگر... این ملت، این کشور، این مرز‌ها، این فضای زندگی، عائله ما است. به مسئله آسیب‌های اجتماعی در سطح کشور جوری نگاه کنیم که اگر این آسیب در داخل خانواده خود ما بود، آن‌جور نگاه می‌کردیم. اگر بنده یک بچه معتاد داشته باشم چه حالی دارم؟ اگر کسی در خانه یک دختر فراری از خانه داشته باشد چه حالی دارد؟ تصورش را بکنید، اگر این دختر از خانه دیگری هم فرار کرد، ما باید همان احساس را به خودمان تلقین کنیم ولو طبیعتاً نداشته باشیم... ما باید به این قضیه در سطح جامعه حساس باشیم و به فکر علاج باشیم... ما در واقع اهتماممان به وضعیت مردم مثل اهتماممان به داخل خانواده خودمان باشد.» ۱۱/۲/۱۳۹۵

نگران بود زنی سر گرسنه بر زمین بگذارد

مهدی مسکنی، فعال باسابقه حوزه اجتماعی و دبیر قرارگاه جهادی علی‌بن‌موسی‌الرضا (ع)، در گفت‌و‌گو با «فرهیختگان» با اشاره به فضای خاص و سنگین همان جلسات عالی با مسئولان دولتی، ابعاد عجیبی از این دغدغه‌مندی را روایت می‌کند و می‌گوید: «من یادم است ایشان در همان سال‌هایی که این بحث آسیب‌ها مطرح شده بود، خیلی با دقت این بحث را دنبال می‌کردند.» این مواجهه نشان می‌دهد که رهبری نظام از ساختار‌های بوروکراتیک و گزارش‌های کاغذی که در آنها همه‌چیز عادی و تحت کنترل جلوه داده می‌شود، عبور کرده و خواستار یک تکان اساسی در بدنه اجرایی کشور بوده‌اند. این بی‌قراری و دلسوزی پدرانه ریشه‌ای کهن در مشی مدیریتی ایشان دارد و صرفاً مصلحت‌سنجی سیاسی سال‌های اخیر نیست. مسکنی با بازخوانی حافظه تاریخی کار‌های جهادی می‌گوید: «من یادم است در زمان شهرداری آقای قالیباف، ایشان دغدغه‌ای نسبت به فقرای شهر تهران و آسیب‌های شهر تهران داشتند و بیان می‌کردند.» او در ادامه به رویداد مهم دیگری اشاره می‌کند که نشان می‌دهد این نگاه چطور خواب را از چشمان رهبر انقلاب می‌رباید. مسکنی روایت می‌کند: «حضرت آقا در دیدار ماه رمضان با تعدادی از فرماندهان و پیشکسوتان دفاع مقدس، جمله‌ای فرمودند که این نگاه ایشان به ما رسید. ایشان فرموده بودند که من به‌عنوان رهبر انقلاب، از ترس و نگرانی اینکه زنی به‌خاطر نانی سر گرسنه بر زمین بگذارد، تا صبح خواب به چشمم نمی‌آید.» مسکنی می‌گوید این نگاه پدرانه که ایشان نسبت به یک معتاد داشتند که این، فرزند و جوان همین مملکت است یا نگرانی که ایشان نسبت به کارتن‌خواب‌ها، کودکان کار و زنان سرپرست خانوار و... داشتند باعث شد بچه‌های جهادی انگیزه پیدا کنند هر یک از این مسائل را که دغدغه ایشان بود پی بگیرند.

آماج این مبارزه سه چیز است؛ فقر و فساد و تبعیض

از منظر جامعه‌شناختی آسیب‌های اجتماعی را نمی‌توان در خلأ تحلیل کرد. طلاق، اعتیاد، بزهکاری و زاغه‌نشینی معلولند؛ علل اصلی را باید در ساختار‌های اقتصادی و بی‌عدالتی‌ها جست‌و‌جو کرد. رهبر انقلاب بار‌ها و با صراحت کامل، دست روی ریشه‌های واقعی این بحران‌ها گذاشته‌اند. ایشان در پیامی به مناسبت آغاز به کار هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی در تاریخ ۷ خرداد ۱۳۸۳ با نقد نظام‌های سرمایه‌داری، نگاه اسلام را متمایز کرده و خاطرنشان ساختند: «اکنون ثروتمندترین کشور دنیا آمریکاست، اما، چون عدالت ندارد، چند میلیون انسان زیر خط فقر زندگی می‌کنند و عده زیادی در گوشه خیابان‌ها از سرما یا گرما می‌میرند، درحالی‌که در اسلام ثروت باید در خدمت ریشه‌کنی فقر باشد.»

ایشان آماج و هدف اصلی نظام اسلامی را مبارزه با یک تثلیث شوم و ویرانگر می‌دانند و در فرمان هشت ماده‌ای به سران قوا درباره مبارزه با مفاسد اقتصادی در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۰ صراحتاً اعلام کردند: «آماج این مبارزه سه چیز است؛ فقر و فساد و تبعیض.» از نظر رهبر شهید، فقر شخصی آدم‌ها را به مرز کفر و درماندگی می‌کشاند و فقر عمومی سبب می‌شود مناطقی از کشور از امکانات اولیه رشد محروم بمانند و جوانانشان به سمت بزهکاری سوق داده شوند. فساد، وجدان کاری را در خدمات عمومی نابود می‌کند و ثروت ملی را به هدر می‌دهد. تبعیض نیز یعنی به جای قانون، ضابطه و شایستگی، رابطه‌ها و فامیل‌بازی ملاک قرار بگیرد و پول‌های بیت‌المال خرج سفره‌های شاهانه و مهمانی‌های پرخرج تجملی عده‌ای خاص شود؛ تجملی که درست در کنار حاشیه‌های فقیرنشین شهر‌ها رخ می‌دهد و آه حسرت و کینه اجتماعی تولید می‌کند. یکی از لایه‌های حساس این معرکه وضعیت زنان سرپرست خانواری است که در آستانه آسیب قرار دارند. مسکنی با اشاره به پیگیری‌های موضوعی رهبری در این باره می‌گوید: «ایشان در مورد زنان سرپرست خانوار اشاره داشتند که ما باید روی موضوع آنها توجه بکنیم و مدل‌هایی را دنبال بکنیم؛ ایشان این مسئله را نه صرفاً مصداقی بلکه به صورت موضوعی کلان دنبال می‌کردند؛ اینکه حل نظام مسائل در حوزه زنان چگونه باید باشد.» نگاه رهبر انقلاب در این حوزه کاملاً تمدنی و ساختارمحور است؛ در نگاه ایشان هدف صرفاً توزیع بسته‌های معیشتی موقت نیست، بلکه ایجاد مدل‌های اشتغال‌زایی و صیانت از هویت و کرامت زن در حاشیه شهر‌ها و روستاهاست تا کانون خانواده از هم نپاشد.

فعالیت‌های اجتماعی باید مردمی بمانند

در بررسی تاریخچه تشکل‌های مردمی پس از انقلاب، رابطه میان «دولت» و «نهاد‌های خودجوش» همیشه چالش‌برانگیز بوده است. دستگاه‌های بوروکراتیک دولتی به دلیل ساختار صلب و بخشنامه‌ای خود، تمایل عجیبی به هضم، بلعیدن و اداری کردن جریان‌های زنده مردمی دارند. مهدی مسکنی با بازخوانی یک سند عینی و فوق‌العاده مهم، روایتی دست‌اول از موضع قاطع رهبر انقلاب در این چالش ساختاری ارائه می‌دهد. مسکنی با اشاره به جزئیات یکی از نشست‌های تاریخی می‌گوید: «یک دیدار با گروه‌های جهادی و مردمی بود که با حضرت آقا در ۱۰ مرداد ۱۳۹۸ برگزار شد. این دیدار از همان دیدار‌های پنجشنبه‌شب‌ها بود که جلسه خصوصی حضرت آقا با فعالان حرکت‌های جهادی و محرومیت‌زدایی محسوب می‌شد و در آنجا به بخشی از مقوله آسیب‌های اجتماعی هم پرداخته شد. در آن جلسه که ۴۲ نفر از فعالان جهادی حضور داشتند. آقا یک دعوی و دغدغه‌ای داشتند نسبت به مقوله حرکت‌های جهادی؛ یعنی مردمی‌سازی فعالیت‌های اجتماعی. موضوع این فعالیت اجتماعی برای بعضی‌ها توسعه روستایی بود، بعضی‌ها آسیب اجتماعی، بعضی کودک کار، بعضی زنان خیابانی و بعضی هم حاشیه‌نشینی بود؛ اما نگاه ایشان این بود که این موضوع باید توسط یک جریان مردمی تحت عنوان حرکت‌های جهادی و گروه‌های جهادی اداره شود. این جریان مردمی بدون کمترین وابستگی به نهاد‌های حاکمیتی و دستگاه‌های دولتی بتواند در جهت رفع معضلات اجتماعی و اهدافی که تبیین می‌کند، حرکت کند. به همین جهت ایشان دیدار‌هایی با این فعالان داشتند که مهم‌ترینشان همین دیدار ۱۰ مرداد ۹۸ بود.»

بر اساس روایت مسکنی دقیقاً در آن دیدار بود که رهبر انقلاب خط قرمز استقلال کار جهادی را ترسیم می‌کنند. مسکنی با کلماتی دقیق موضع رهبری را این‌گونه تشریح می‌کند: «در آن دیدار ایشان مؤکداً نظرشان بر این بود که باید این کار‌ها مردمی بمانند و دستگاه‌های قادر و پشتیبان با کمترین سازوکار اداری حمایت خودشان را از اینها انجام بدهند؛ یعنی اینکه خیلی از دستگاه‌ها می‌آمدند این گروه‌ها را مصادره می‌کردند و می‌خواستند خودشان این اقدامات را انجام بدهند، اما ایشان در آنجا این را نفی و نهی کردند؛ یعنی صراحتاً به این مسائل اشاره کردند. نکته دوم این بود که فراتر از صرف وجود یا ساختار مردمی، ایشان تأکید داشتند مردم هر منطقه در فعالیت‌هایی که طراحی و تبیین شده در منطقه خودشان درگیر باشند.» این دستور، فلسفه کار جهادی را دگرگون می‌کند؛ گروه جهادی نباید نقش یک بنگاه خیریه بالابه‌پایین را بازی کند که به مردم صدقه می‌دهد، بلکه باید خود مردم حاشیه‌نشین و آسیب‌دیده را به کارگزاران تغییر و نجات محله خودشان تبدیل کند.

حضور جوان مؤمن در محیط محروم مظهر مجسم آیه‌های قرآن است

علاوه بر درگیرکردن بومی‌ها، بازتاب دادن این حماسه‌های خاموش کلام و گام بعدی بود. مسکنی می‌گوید: «نکته سوم، توجه به بعد رسانه‌ای کار بود؛ ایشان تأکید داشتند حتماً این کار‌ها باید به مردم اطلاع داده شود.» رهبر انقلاب پیش‌ازاین نیز در دیدار با اعضای گروه‌های جهادی بسیج سازندگی در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۸۹، تعبیری خیره‌کننده را به کار برده بودند که مسکنی آن را این‌گونه یادآوری می‌کند: «ایشان در دیدار سال ۸۹ یک جمله معروف دارند که می‌گویند «حضور جوان مؤمن متدین در محیط روستایی، مظهر مجسم آیه‌های قرآن است»؛ یعنی شما وقتی کار مثبتی انجام می‌دهید، انگار مظهر مجسم آیه قرآن را تدوین و ترویج می‌کنید و ایشان به این موضوع تأکید داشتند.» مسکنی می‌گوید: «دیدار ایشان با بچه‌های جهادی که چند باری از تلویزیون هم پخش شد، دیدار خاصی بود. این بچه‌ها که به‌اصطلاح «سیستمی» نیستند، حتی به ایشان نسبت به رویه جاری کشور در برخورد با مقوله فقر و آسیب انتقاداتی کردند. ایشان نیز با سعه‌صدر این انتقادات را پاسخ دادند و درباره‌شان بررسی کارشناسی صورت گرفت.» نکته جالب‌توجه این است که به‌طورکلی ایشان بعد از انقلاب و در زمان رهبری‌شان دو دیدار بوده که بعدش پیام صادر کردند. دیدار بچه‌های جهادی، دومین دیدار بوده که ایشان هم صحبت و فرمایشات را در جلسه اعلام کردند و هم به‌خاطر اهمیت موضوع، فردای آن روز پیام مکتوب دادند. این پیام مکتوب که در ۱۱ مرداد ۱۳۹۸ صادر شد، در واقع مرام‌نامه و نقشه راه حرکت‌های جهادی در گام دوم انقلاب گردید.

نفس تلاش دولت برای رفع آسیب‌ها مردم را خرسند می‌کند

حضور بی‌پناهان در تریبون‌های رسمی، یکی از شاخص‌های سنجش مردمی‌بودن خط فکری رهبر شهید است. رهبر انقلاب در طول دوران رهبری خود نشان داده‌اند که هیچ حجابی نباید میان ایشان و لایه‌های ضعیف جامعه وجود داشته باشد. مهدی مسکنی به یک روایت بسیار تکان‌دهنده و ویژه اشاره می‌کند که روح حاکم بر این تفکر را نشان می‌دهد. او می‌گوید: «در سال ۱۳۹۷ ایشان یک تریبون اختصاص دادند به بچه‌های مدرسه کودکان کار «صبح رویش» و آنجا نامه‌ای از کودکان کار برای آقا قرائت شد. این اتفاق، خیلی اتفاق ویژه‌ای است.» این حرکت نمادین در سال ۹۷، پیامی روشن به همه کارگزاران بود؛ وقتی رهبر نظام گوش خود را برای شنیدن رنج‌نامه یک کودک کار باز می‌کند، دیگر هیچ مسئولی حق ندارد پشت در‌های بسته پنهان شود. از نظر رهبری، نفس اینکه مردم ببینند جوانان مؤمن و مسئولان نظام به سمت آنها آمده‌اند و کنارشان هستند، مایه خرسندی، امیدواری و پایداری جامعه است. «یک اشکالی که در کار‌های بلندمدت هست و آن اینکه غالباً مجریان علاقه‌ای به کار‌هایی که تأثیراتش بلندمدت است ندارند؛ طبیعت انسان است...، چون مردم این آسیب‌ها را در زندگی لمس می‌کنند... وقتی می‌بینید یک دولتی است که دنبال علاج این آسیب‌هاست، نفس این تلاش مردم را خرسند می‌کند، راضی می‌کند، امیدوار می‌کند.» (۱۱/۲/۱۳۹۵)

نکته جالب‌توجه در لابه‌لای بیانات آقای شهید این است که ایشان حتی به خطراتی که متوجه خود نیرو‌های جهادی است هم توجه کرده بودند. ورود به پاتوق‌های اعتیاد، خانه‌ها و زاغه‌های پر از کودکان کار و زنان آسیب‌دیده، اتمسفر سنگین و گزنده‌ای دارد. جوان جهادگر ممکن است پس از مدتی دچار فرسودگی روانی، ناامیدی مفرط از اصلاح جامعه یا حتی عدم ثبات فکری و لغزش‌های اخلاقی شود. رهبر انقلاب با اشراف به این لبه پرتگاه، همواره به جهادگران توصیه کرده‌اند که خودسازی معنوی را مقدم بر برون‌سازی اجتماعی بدانند. پادزهر ایشان برای این آسیب، تمسک به نماز اول وقت، حضور در مساجد همان محله‌های محروم و حفظ اخلاص جوانی است تا این نیرو‌ها در مسیر نجات غریق، خود غرق نشوند.

سعی کنید دانشگاه را درگیر مسائل اجتماعی کنید

در بخش دیگری از کالبدشکافی منظومه فکری رهبر انقلاب در باب آسیب‌های اجتماعی، به پیوند «شور جهادی» با «شعور علمی» می‌رسیم. ایشان همواره از اینکه محیط‌های دانشگاهی ما در یک انزوای تئوریک به سر ببرند و سرگرم مقالات بی‌خاصیت آی‌اس‌آی باشند، گلایه داشته‌اند. ایشان در بیانات خود در دیدار رؤسای دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها، مراکز رشد و پارک‌های علم‌وفناوری در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۹۴ این خط سیر را تبیین کرده و با اشاره به جلسات آسیب‌های اجتماعی فرمودند: «دانشگاه در قبال آسیب‌های اجتماعی چه نقشی ایفا می‌کند؟... فرض کنید مسئله طلاق، مسئله اعتیاد، مسئله حاشیه‌نشینی، مسئله هجرت از روستاها، مسائل گوناگون اخلاقی و غیراخلاقی؛ اینها همه‌اش راه‌حل‌های علمی دارد.» بنابراین در نگاه ایشان، دانشگاه باید آستین‌ها را بالا بزند و پایش را به این میدان باز کند. علم نافع یعنی علمی که بتواند گره از نظام پولی، معضلات مالیاتی، موانع تولید و به همان اندازه، آسیب‌های اخلاقی جامعه باز کند. در کنار دانشگاه، جبهه رسانه‌ای نیز وظیفه سنگینی دارد. رهبر انقلاب بار‌ها از عملکرد دستگاه‌های رسمی تبلیغاتی در تبیین و روایت هنرمندانه کار‌های جهادی انتقاد کرده‌اند. ایشان حتی در مواضعی صریح، نسبت به ضدفرهنگ‌سازی‌های خطرناک هشدار داده و فرموده‌اند که برخی فیلم‌های نمایش‌داده‌شده در رویداد‌هایی مثل جشنواره فجر، به‌جای درمان، عملاً جامعه را به سمت مفاسد و ناامیدی سوق می‌دهند و این یک تناقض ساختاری بزرگ است. معرفی الگو‌های موفقی مثل مدل محرومیت‌زدایی قلعه‌گنج، می‌تواند به جامعه نشان دهد که با دست خالی و مدیریت جهادی هم می‌توان ورق را برگرداند.

منبع: فرهیختگان-فرگاه افشار

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر