کد مطلب: ۱۰۳۶۰۶۸
|
|
۲۷ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۹
حمله بی‌پرده رسانه آمریکایی به ترامپ و دوستان.

خروج از برجام، جنگ، «نجات خلبان» و حالا محاصره تنگه هرمز؛ روایت یک حمایت بی‌پایان...

خروج از برجام، جنگ، «نجات خلبان» و حالا محاصره تنگه هرمز؛ روایت یک حمایت بی‌پایان...
یک رسانه آمریکایی با انتقاد صریح از ورود آمریکا به جنگ با ایران، در گزارشی با تیتر «حماقت بی‌پایان» درباره مذاکرات اخیر بین واشنگتن و تهران در اسلام‌آباد نوشت: هیات دیپلماتیکِ آماتورِ آمریکایی از درک اینکه در این بحران چه کسی دست بالا را دارد، ناکام ماند و خواسته‌های غیرواقع‌بینانه مطرح کرد.

به گزارش مجله خبری نگار، نشریه برخط «کانترپانچ/ counterpunch» مستقر در واشنگتن در این گزارش آورده است: جی‌دی ونس، معاون دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا آخر هفته گذشته) میلادی) برای آنچه پایان دادن به جنگ ایران خوانده شده است، به اسلام‌آباد سفر کرد تا با هیاتی از تهران مذاکره کند. با توجه به اینکه آمریکا و اسرائیل در دو دور قبلی مذاکرات با ایران کارشکنی کرده و باعث فروپاشی آن شده بودند، طبیعی بود که ایران با چشم تردید به این مذاکرات بنگرد و همین‌طور هم شد. دیپلمات‌های کم‌تجربه آمریکا مطلقا نتوانستند درک کنند که در این مخمصه چه کسی دست بالا را دارد؛ یعنی ایران؛ و در نتیجه خواسته‌هایی مطرح کردند که به طور غافلگیرکننده‌ای غیرواقع‌بینانه بودند. حالا باید دید که آیا دیپلمات‌های تهران از فرآیند معمولا خطرناک مذاکره با تیم دلقک‌های ترامپ جان سالم به در می‌برند یا نه.

پس از آنکه ونس مذاکرات را تمام‌شده و خواند و به‌رغم تهدید‌های ترامپ مبنی بر محاصره تنگه هرمز، که می‌تواند به سرعت اقتصاد جهانی را خفه کند، و همچنین نعره‌های کرکننده او درباره ارسال سلاح از سوی چین به ایران، حالا واشنگتن خواستار صلح است، زیرا همینقدر کفایت می‌کند که بگوییم جنگ «کوچکش» علیه ایران که به خیالش «وارد و سریع از آن خارج می‌شویم»، طبق برنامه پیش نرفت. آمریکا تا ماه دوم جنگ، چند فروند هواپیما که تعدادشان ناچیز هم نیست را از دست داده بود و در همین بین، ۶ زیردریایی روسی در تنگه هرمز گشت می‌زدند که دو تای آنها هسته‌ای بودند.

روسیه و چین هفتم آوریل قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل برای بازگشایی تنگه هرمز را وتو کردند؛ به عبارت دیگر، در نهایت به سوءاستفاده‌های پیشین آمریکا از این شورا واکنش نشان دادند. احتمالا این وتو با اظهارات تند و زننده ترامپ در روز قبل از آن که تهدید به نابودی «تمدن ایران» کرده بود، بی‌ارتباط نیست. هر چه نباشد، روسیه، چین و ایران عملا متحد یکدیگر هستند و مسکو و تهران به‌تازگی هدف برخی اقدامات بسیار خشونت‌آمیز واشنگتن بوده‌اند و پکن نیز به‌خوبی می‌داند که نوبتش در راه است.

با این حال، هیچکدام از این اقدامات، از لفاظی‌های تند گرفته تا قطعنامه‌های پیشنهادی بیهوده در شورای امنیت یا حضور ناگهانی زیردریایی‌های روسی، نتوانست به موفقیت آمریکا یا حتی بازگشت هژمونی‌اش منجر شود. نه چنین نشد. با ساقط شدن هفت هواپیما بر فراز ایران، نجات سه خلبان که دست کم یکی از آنها به‌شدت زخمی شده بود، حملات شدید و کوبنده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به اسرائیل و شیخ‌نشین‌های خلیج فارس، و همچنین آمادگی کامل و حتی «لحظه‌شماری» تهران برای مقابله با تهاجم زمینی آمریکا، واشنگتن آماده عقب‌نشینی شد.

دارایی‌های آمریکا در منطقه به آتش کشیده شدند و سپاه پاسداران و گروه‌هایی همچون حزب‌الله (لبنان)، حوثی‌ها (انصارالله یمن) و شبه‌نظامیان عراقی همگی ثابت کردند که حریفانی خوفناک برای واشنگتن و تل‌آویو هستند. البته درس عبرتی شد و شاید این تجربه باعث شود که در آینده، نابغه‌های کاخ سفید به هشدار‌ها و پیشگویی‌ها درباره حمله به ایران توجه کنند؛ همان‌طور که باید در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ به هشدار‌ها درباره خروج از توافق هسته‌ای با تهران (برجام) توجه می‌کردند. راستی تا فراموش نشده بگویم، پس از آنکه آمریکا و اسرائیل در کمال حماقت، رهبر ایران (آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای) را ترور کردند، در حال حاضر یک آیت‌الله جدید روی کار آمده است.

گزارش‌هایی که پنجم آوریل منتشر شد، از گرفتار و سرگردان شدن حدود ۱۰۰ نیروی ویژه آمریکایی در داخل ایران حکایت داشت، زیرا به نوشته حساب کاربری «هرمزلتر/ HormuzLetter» در شبکه اجتماعی ایکس به نقل از رویترز، هر دو هواپیمای نجات «ام‌سی-۱۳۰» دچار نقص فنی شده بودند. طبق گزارش‌ها، «این ماموریت برای نجات خلبان (با درجه سرهنگی) یک فروند جنگنده اف-۱۵ ساقط‌شده، صورت گرفت. آمریکا با ایجاد اختلال و پارازیت در دستگاه‌های الکترونیکی و هدف قرار دادن جاده‌های اصلی حوالی محل حادثه، از نزدیک شدن به خلبان آسیب‌دیده جلوگیری کرد (!)» و اگر این داستان خیالی آمریکایی درباره «نجات خلبان» را باور می‌کنید، پس افسانه «پری دندان» را هم باور می‌کنید! اما چه روایتی قابل باور است؟ احتمال قوی‌تر این است که آمریکا در تلاش بوده تا اورانیوم غنی‌شده را از تاسیسات نطنز سرقت کند؛ روایتی که تعداد زیاد نیرو‌های ویژه و نجات و نزدیکی عملیات به نطنز و اصفهان را توضیح می‌دهد.

وسعت و گستردگی این عملیات به اصطلاح «نجات»، نظریه ربایش گنج اورانیومی ایران را تقویت می‌کند. طبق گزارش ششم آوریل راشاتودی، این عملیات بسیار گسترده بوده و ناوگانی متشکل از ۱۵۵ هواپیمای آمریکایی، از جمله بمب‌افکن‌ها، ۶۴ جنگنده، ۴۸ هواپیمای سوخت‌رسان و ۱۳ هواپیمای ویژه و صد‌ها نیروی ویژه در آن شرکت داشتند. با این حال، آمریکا خسارات قابل توجهی متحمل شد؛ دست کم دو هواپیمای ترابری در یک پایگاه هوایی دورافتاده در ایران از کار افتاده و با دستور فرماندهان آمریکایی نابود شدند، دو بالگرد بلک‌هاوک هدف آتش ایران قرار گرفتند و یک هواپیمای تهاجمی اِی-۱۰ نیز بعد از هدف قرار گرفتن، به سختی به حریم هوایی کویت بازگشت و خدمه آن اصطلاحا «ایجکت» کردند. به طور کلی، این ماموریت موفقیت چشمگیری نبود به‌ویژه اگر هدف اصلی آن چیزی فراتر از نجات یک خلبان بوده باشد. ترامپ اعلام کرده بود که به‌دنبال اورانیوم و احتمالا تلاش خودش را هم کرده است.

در این بین، راشاتودی نیز در چهارم آوریل گزارش داد که دو هواپیمای آمریکایی، یک جنگنده F-۱۵ E و یک هواپیمای تهاجمی A-۱۰، هر دو سوم آوریل توسط ایران سرنگون شدند. «این تلفات کمتر از ۴۸ ساعت پس از آن رخ داد که ترامپ، اعلام کرده بود ایران هیچ تجهیزات پدافند هوایی ندارد.» خب، به نظر می‌رسد که دارد، در غیر این صورت چطور هواپیما‌های آمریکایی را ساقط می‌کند؟ علاوه بر این دو هواپیما، ایران اعلام کرده که «پنج پهپاد و موشک را نیز سرنگون کرده است.» به نظر می‌رسد که پدافند هوایی ایران کاملا سرحال و آماده کار است و مهم نیست که ساکن ناآگاه کاخ سفید چه فکری می‌کند.

آمریکا پیش از سوم آوریل هم هواپیما‌هایی را از دست داده بود. از جمله، سرنگونی سه فروند F-۱۵ E استرایک ایگل بر فراز کویت که به ادعای واشنگتن با «آتش خودی» در اول مارس ساقط شدند. سپس، در ۱۲ مارس، دو هواپیمای سوخت‌رسان KC-۱۳۵ استراتوتانکر بر فراز عراق در هوا با هم برخورد کردند. یکی از آنها سقوط کرد و هر ۶ خدمه‌اش کشته شدند. طبق گزارش راشاتودی، «یک جنگنده F-۳۵ آمریکایی ۱۹ مارس با شلیک زمینی ایران هدف قرار گرفت. خلبان که دچار جراحات ناشی از اصابت ترکش شده بود، موفق شد هواپیما را در یک پایگاه آمریکایی فرود بیاورد.»

سپس در ۲۷ مارس، ایرانی‌ها یک هواپیمای فرماندهی و کنترل آواکس را در یک پایگاه هوایی در عربستان سعودی نابود کردند. قیمت این هواپیما‌ها تا ۵۰۰ میلیون دلار می‌رسد. آن آواکسی که هدف آتش ایران قرا گرفت، عملا به دو نیم تقسیم شد؛ بنابراین هزینه این جنگ احمقانه، تنها از بابت از دست رفتن تجهیزات نظامی، بسیار سنگین است، و در این تخمین خسارت، هزینه فروپاشی اقتصاد جهانی نیز لحاظ نشده است.

رسانه‌های آمریکایی تا حدی به موضوع نجات خلبان پرداختند، اما احتمال تلاش برای سرقت اورانیوم ایران تقریبا نادیده گرفته شد. این سکوت بی‌ارتباط با فشار‌های سیاسی نیست؛ نیویورک‌تایمز ۱۴ فوریه گزارش داد که برِندن کار، رئیس کمیسیون ارتباطات فدرال آمریکا رسانه‌ها را به لغو مجوز درباره پوشش جنگ ایران تهدید کرده است. چنین فضایی باعث شده رسانه‌های جریان اصلی از انتشار گزارش درباره افتضاح سرقت اورانیوم از ایران و روایت‌هایی که برای ارتش آمریکا شرم‌آور باشد، خودداری کنند.

رسانه‌های جریان اصلی احتمالا تحت تاثیر تهدید‌های برندن کار و ترامپ مرعوب شده‌اند؛ بنابراین در حالی که عملیات‌های جسورانه برای نجات خلبانان آمریکایی را پوشش می‌دهند، گزارش درباره تلاش‌های ناموفق برای سرقت اورانیوم ایران عملا خط قرمز محسوب می‌شود. هرگز تاثیر بازدارنده لفاظی‌های تهدیدآمیز کاخ سفید را دست‌کم نگیرید. ترامپ ششم آوریل تهدید کرد روزنامه‌نگاری که او را «فردی بیمار» خواند، به‌خاطر افشای خبر عملیات نجات در ایران زندانی خواهد کرد. این افشاگری باعث شد عملیات بیش از پیش دشوارتر شود چرا که به‌یک‌باره کل ایران فهمیدند که یک خلبان جایی در خاکشان هست که برای زنده ماندن تقلا می‌کند!

البته این امکان وجود داشت که از تمام این اوضاع ناخوشایند و شرم‌آور جلوگیری کرد آن هم در صورتی که ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری‌اش، آمریکا را از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، یعنی توافق هسته‌ای دولت اوباما با ایران، خارج نکرده بود. بدیهی است که برای ترامپ قابل‌تحمل نبود که فردی دیگر، به‌ویژه اوباما که از او متنفر است، موفق به دستیابی به توافقی موفق با ایران شده باشد، و در نتیجه او ادعا کرد که توافق بهتری به دست خواهد آورد. با این حال، پس از گذشت یک دهه، چنین چیزی رخ نداده است. در عوض، با فاجعه‌ای در رابطه با ایران روبه‌رو شده‌ایم که دست‌نشانده‌های منطقه‌ای ما را نابود می‌کند؛ لازم به گفتن نیست که این فاجعه به نابودی اقتصاد جهانی و هزاران ایرانی بی‌گناه نیز منجر شده است.

نگارنده این مطلب در پایان چنین می‌نویسد: حقیقت این است که برجام یکی از معدود اقدامات معقول و قابل‌قبول باراک اوباما بود. بنابراین، میزان تاسف‌بار بودن نابودی این توافق به دست ترامپ، دوچندان می‌شود و به هیچ عنوان قابل‌درک نیست، چرا که این تصمیم (خروج از برجام) به‌وضوح مسیری مستقیم به سوی فاجعه کنونی را هموار کرد و به آن منجر شد. گاهی‌اوقات بهتر است به اصطلاح «سری که درد نمی‌کند را دستمال نبندید» و چیزی که درست کار می‌کند را دستکاری نکنید؛ مهم هم نیست چقدر از همتای قبلی خودتان متنفر باشید.

منبع: ایرنا
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر