گفتوگوی منتشر نشده با حضرت آیتالله سیّدمجتبی خامنهای درباره ویژگیهای رهبر شهید انقلاب
به گزارش مجله خبری نگار، آنچه از نظر میگذرانید، بخشهایی از تنها مصاحبه رهبر انقلاب، حضرت آیتالله سیّدمجتبیٰ حسینی خامنهای (دامظلّه) تا کنون است.
ایشان در همه این سالها از حضور در رسانهها و انجام هر گونه مصاحبه پرهیز داشتند و در این مورد استثنایی نیز که در آستانهی برگزاری نکوداشت مقام علمی و معنوی (رحمهالله) روی داد، صرفاً به قصد اداء حق و تجلیل شخصیّت مرحوم آیتالله سیّدجواد خامنهای حاضر به انجام این مصاحبه شدند.
در زمان انجام این مصاحبه ــ یعنی نیمه سال ۱۴۰۰ ــ که ساعاتی به طول انجامید، در ضمن گفتوگو درباره مرحوم آیتالله سیّدجواد خامنهای، سخن از موضوعات مختلفی از جمله خاطرات شخصی و همچنین برخی ویژگیهای ممتاز و بیبدیل رهبر شهید انقلاب نیز به میان آمد که البتّه ایشان ضمن پاسخ به سؤالات، متذکّر میشدند که موضوع اصلی این گفتوگو درباره آن عالم ربّانی و پرهیزگار است و مسیر سخن را به جریان اصلی آن بازمیگرداندند و ازاینرو، اساساً در مقام شرح و تبیین ابعاد شخصیّتی رهبر شهید انقلاب نبودند. متن این مصاحبه را در ادامه میخوانید.
یکی از نکاتی که در خاطرات شفاهی عموها و اخویهای جنابعالی وجود دارد، علاقه و اُنس ویژهی مرحوم آیتالله سیّدجواد با حضرت آقا است؛ شما هم نکتهای دراینباره به ذهن دارید؟
-حضرت آقا رابطهی بسیار عاطفی و نزدیکی با پدرشان داشتند. البتّه معمولاً پدرها و فرزندان رابطه عاطفی نزدیکی با هم دارند، امّا همانطور که اشاره کردید، به نظر میرسد رابطهی مرحوم آقا با پدرم یک رابطهی صرفاً عاطفی محض نبوده، بلکه انگار چیزی فراتر بوده است. شاید دلیل عمدهی آن هم به کارهایی برمیگردد که پدرم انجام داده بودند و، به اصطلاحِ رایج، در چشم مرحوم آقا گل کرده بودند. فرض کنید ظاهراً ایشان در سنّ خیلی کم، دو شاگرد پیدا میکنند که آنها آدمهای بزرگسال بودند و میآمدند پیش ایشان درس میگرفتند و گویا یکی از همان افراد میآید و از ایشان دعوت میکند که در یک مجلس روضهی زنانه مسئله بگوید. آن زمان در مجالس، مسئلهگو حضور پیدا میکرد و از روی کتابهایی که به شکل سؤالوجواب بود، مسئله میگفت. هنوز رسالههای توضیحالمسائل به شکل امروزی باب نشده بوده؛ این مدل رساله ظاهراً از زمان آقای بروجردی باب میشود. من خودم نیز از کتابهای جدّ مادریمان، دو کتاب سؤالوجواب داشتم ــ بههرحال، ایشان کاسب و بازاری بود و از این کتابها داشت ــ یکی سؤالوجواب مرحوم آقا سیّدابوالحسن و یکی هم مربوط به آقا شیخ عبدالکریم حائری. گویا ایشان یکی از همان کتابهای سؤالوجواب را از مرحوم پدرشان میگیرند و پدرشان ایشان را توجیه میکنند و میروند و از پس این قضیّه هم بهخوبی برمیآیند. آن زمان، پدرم حدود دوازده سیزده سال داشتند؛ لذا این حالتها نیز طبیعتاً در ذهن مرحوم آقا اثر داشته است.
نکتهی دیگر، جنبه علمی بارز آقا در آن سنّ کم بود. طبیعتاً بُروز استعداد علمی پدرم در این ذهنیّت مرحوم آقا اثر داشته است. ظاهراً وقتی مرحوم آقا به پدرم «شرح لمعه» درس میدادند و حاضرجوابیِ درسیِ آقا را میبینند، میگویند که علی آقا مجتهد است. البتّه طبعاً چنین تعبیری در آن سن، بیانگر تصدیق اجتهاد به معنای متداول آن نبوده، چون بالاخره آقا سالها زحمت کشیدند و پای درس بسیاری از بزرگان رفتند؛ این تعبیر، در واقع، نوعی تمجید و تحسین بوده که مرحوم آقا از وضعیّت علمی پدرم داشتند و منظورشان این بوده که این دستفرمان را اگر ایشان پیگیری کند، علیالقاعده در زمان کوتاهی به اجتهاد متداول منتهی میشود.
بهعلاوه، ایشان نسبت به پدرشان اطاعت بارز و همراهیهایی در امور دیگر مثل حرم رفتنهای مرحوم آقا داشتند. ظاهراً گاهی اوقات که مرحوم آقا به حرم مشرّف میشدند، پدرم نیز در ایّام نوجوانی با ایشان همراهی میکردند؛ در طول مسیر، بعضیها با مرحوم آقا سلام و احوالپرسی میکردند که ایشان مشغول نافله یا ذکری بودند و پدرم جواب سلام افراد را میدادند. مرحوم آقا به نوافل و مستحبّات خیلی مقیّد بودند. پدرم نقل میکنند که زیارت جامعهی کبیره را آنقدر در زیارتهای همراه با مرحوم آقا خوانده بودند که خودشان هم حفظ شده بودند.
بههرحال، برای پدرم نسبت به دیگر فرزندان فرصت خوبی برای خدمت به پدرشان فراهم میشود. مثلاً ایشان مقیّد بودند که هر روز به خانهی پدرشان بروند و با مرحوم آقا گعده میکردند و برایشان کتاب میخواندند و بحث و گفتوگو داشتند. کلّاً به جهت همین فضای طلبگی، بین آنها همزبانیِ بیشتری بوده و این یعنی غیر از آن عواطف، یک بسترِ طبیعیِ اینچنینی هم وجود داشته است.
یک خاطرهای را آقا خودشان از زمان ریاست جمهوری برایمان تعریف میکردند. خب عادت آقا این بود که به صورت مستمر، هر چند روز یک بار، با والدینشان تماس تلفنی میگرفتند و صحبت و احوالپرسی میکردند. یکی از روزها، آقا چند دقیقهای با ایشان صحبت کردند و بعد خداحافظی کردند، مرحوم آقا هم خداحافظی کردند. بعد با این تصوّر که آقا گوشی را گذاشتهاند، خیلی آرام ــ که انگار دارند با خودشان صحبت میکنند ــ با همان لهجهی شیرین ترکی گفتند «قربانت علی». ایشان تصوّر میکردند که آقا گوشی را گذاشتهاند، ولی آقا هنوز گوشی را نگه داشته بودند و این جمله را شنیده بودند.
در مجموع، این حالتها جدای از رابطهی پدر و فرزندی باعث اثراتی میشود؛ همهی این موارد، در رابطهی عاطفی ایشان مؤثّر بوده است.
البتّه از همه مهمتر ماجرای معروف نابینایی مرحوم آقا است که آقا به خاطر پدرشان تحصیل در قم را ترک کردند و آمدند مشهد؛ این هم حتماً اثر زیادی بر رابطهی عاطفی بین آقا و پدرشان داشته است. در اوایل دههی ۴۰، چشم پدربزرگ ما دچار همان بیماریهای آبمروارید و آبسیاه شد که خطرناک بود و لازم بود یک نفر در کنار ایشان باشد و کمک و رسیدگی و پیگیری نماید. خب عمو محمّدِ ما تازه ازدواج کرده بودند و سرِ زندگی رفته بودند. عمّهمان هم که از عمو هادی بزرگتر بود، در آن ایّام نوجوان بود. پسران کوچکتر مانند عموهادیآقا هم که سنّشان کم بوده است. بنابراین، طبیعتاً اوّلین کسی که میتوانسته این کار را بکند آقا بودند. ایشان، امّا در آن زمان قم بودند و به لحاظ علمی و حوزوی وضع خیلی خوبی داشتند و درسهایشان را با جدّیّت میخواندند. ایشان قبل از آن، در قم، در درسهای مختلفی از جمله درسهای آقای بروجردی شرکت میکردند؛ حتّی گویا جزوهی ایشان در درس آقای بروجردی، از جزوات منتخب شده و تقدیر و تحسینی هم دریافت میکنند. درس مرحوم امام و مرحوم داماد هم میرفتند و خیلی هم علاقه داشتند. درس امام جزو درسهای شلوغ بوده و آقا علاقهی فراوانی به این درس داشتند. درس آقای داماد به آن شلوغی نبوده، امّا بههرحال درسی عمیق بوده است. درس مرحوم آقا مرتضیٰ حائری نیز بسیار کمتعداد بوده و ظاهراً در دورهای، تنها منحصر به خود آقا بوده است؛ یعنی درس یکنفره داشتند. مرحوم آقای حائری هم به آقا علاقه داشتند. حاج شیخ مرتضیٰ به دلیل علاقهشان به پدرم، جزوات خودشان را میدادند به ایشان که استفاده کنند. وقتی آقا بنا را بر برگشت به مشهد میگذارند، برخی از اساتیدشان از جمله مرحوم حاج آقا مرتضیٰ به رفتن ایشان راضی نبودند. البتّه بعضی از فضلای قم در تحسین ایشان میگویند فلانی یا رئیس کل میشود یا رئیس خراسان که منظور از «رئیس»، همان مرجعیّت بوده است. این مسائل نشانگر میزان رشد و ارتقاء علمی حضرت آقا در قم بوده است؛ لذا ایشان مردّد بودند که باید چه کاری را انجام دهند. از طرف دیگر، وضع پدرشان بود و در قبال پدر، احساس مسئولیّت میکردند. در همان ایّام، یک روز آقا به تهران میآیند و به منزل مرحوم آقا ضیاء آملی، پسر آشیخ محمّدتقی آملی که با هم ارتباط و رفاقت داشتند، میروند. آقا میگویند که من هرچه نگاه میکنم، میبینم دنیا و آخرت من در قم است و از طرف دیگر، وضع پدر من آنگونه است. مرحوم آقا ضیاء میگویند که اگر خدا بخواهد، دنیا و آخرت شما را در همان مشهد درست میکند. آقا میگفتند تا این جمله را گفتند، من دیدم عجب! من که خودم این را میدانستم، امّا چرا به این مطلب توجّه نداشتم؛ لذا همان جا بسیار راحت تصمیم به بازگشت به مشهد میگیرند. جالب آنکه بعد از این تصمیم، درها یکییکی به روی آقا باز میشود، از لحاظ تدریس، از لحاظ مسجد و منبر و مانند اینها.
بعد از این ماجرا بود که فعّالیّتهای تبلیغی آقا در مساجد مشهد اوج میگیرد؟
-بله؛ مثلاً از زمانی که من به یاد دارم، ایشان در دو مسجد فعّالیّت داشتند: یکی مسجد کرامت بود که بهنوعی مرکزیّت داشت و دیگری مسجد امام حسن که بعدها توسعه پیدا کرد. مسجد امام حسن یکی از مراکز مهمّ تجمّعات مبارزان در مقدّمهی انقلاب، یعنی کانون مبارزهی طلّاب و دانشجویانِ فعّال بود. یکی از صحنههایی که مکرّر اتّفاق میافتاد و هنوز به یادم دارم، صحنهای است که آقا ایستاده در حال سخنرانی بودند و عدّهی زیادی از افراد، ضبطصوتها را روی دست گرفته و بالا آورده بودند که صدای ایشان را ضبط کنند؛ بعد از سخنرانی هم افراد، دُور آقا جمع میشدند و خیلی شلوغ میشد.
یعنی خود همین بازگشت آقا به مشهد به خاطر پدرشان، زمینهی توفیقات ایشان هم میشود.
- طبیعتاً این خدمات بیجواب نمیماند و به هر ترتیب، آن اقدامی که آقا در نسبت با پدرشان کردند، حتّی اگر مرحوم آقا هم به آن توجّهی نمیداشتند ــ که داشتند ــ تکویناً اثر خودش را در زندگی آقا میگذاشت، که گذاشت. البتّه آثار این خدمت به پدر و مادر هم در هر کسی ممکن است متفاوت باشد. مثلاً عمو حسنِ ما وقتی همه باید میآمدند تهران، کنار مرحوم آقا و خانم در مشهد ماندند؛ خود ایشان میگفت که اثر آن خدمت به پدر و مادر این بود که من زندگی خیلی باآسایش و آرامی دارم.
رابطهی علمی رهبر معظّم انقلاب با مرحوم آیتالله سیّدجواد خامنهای چگونه بوده؟ لطفاً قدری از مراودهی علمی ایشان با پدرشان نیز بفرمایید.
- ظاهراً ابتدا مرحوم آقا به عموی ما آقا سیّدمحمّدآقا یک درس میگفتند و به پدرم درس سطح پایینتری را میگفتند که بعد از مدّتی، درس این دو نفر یکی میشود و با هم «شرح لمعه» را نزد مرحوم آقا میخوانند. پدرم میگفتند در دورهای وقتی من از درس آقای میلانی برمیگشتم، مرحوم آقا هم از نماز حرم برمیگشت و ما در راه به هم میرسیدیم. مرحوم آقا از من سؤال میپرسیدند که آقای میلانی امروز در درس چه گفت، من شروع به تقریر درس آقای میلانی میکردم و ایشان نیز نکاتی در تکمیل یا توضیح میگفتند. البتّه مرحوم آقا این کار را روی حساب میکردند تا پدرم بلافاصله بعد از آن درس مهم، یک نوع مباحثه با یک فرد ارشد داشته باشند و نکاتی را بگویند. این فرایند، بسیار مؤثّر است و مطلب را در ذهن حک میکند و اگر مستمر انجام شود، اثرات بسیار مهم و فراوانی دارد. گویا این برنامه هم مدّتی استمرار داشته است.
آقا گاهی در همان سنین، در مباحثههای علمی پدرشان مشارکت میکردند و نظر هم میدادند که خاطراتی هم از این مشارکتها هست. مثلاً یک بار ایشان به همراه پدرشان به منزل آقا سیّدهاشم رفته بودند. آنجا مرحوم آقا سیّدهاشم یک بحث علمی مطرح میکند و پدرم با ایشان بحث میکند. وقتی خارج میشوند، مرحوم آقا به پدرم میگویند که شما چرا اینجوری کردید و با ایشان بحث کردید. البتّه مرحوم آقا به محتوای کلام پدرم اشکال نکرده بودند، بلکه به نحوهی مواجهه با مرحوم آقا سیّدهاشم خرده گرفته بودند. یک بار من از پدرم سؤال کردم که آقا سیّدهاشم شاگرد آقای نائینی بوده، مرحوم آقا نیز شاگرد ایشان بوده؛ آیا شما از نظر علمی این دو نفر را با هم مقایسه کردهاید؟ پدرم گفتند که بعضیها معتقد بودند که مرحوم آقا خیلی با آقا سیّدهاشم تفاوت دارد و از نظر علمی بالاتر است و ترجیح دارد. البتّه به لحاظ سنّی، آقا سیّدهاشم ده سال بزرگتر و همسنّ مرحوم آقای حکیم بودند و بنا به گفتهی مرحوم آقای واعظزاده، دورهای هم با آقای حکیم در نجف همبحث بودند.
یک وقتی هم آقا دربارهی پدرشان میفرمودند که مرحوم آقا تا همان آخر هم به مطالعه و بهخصوص مطالعهی فقه خیلی علاقه داشتند و یکی از خصوصیّات اخلاقی خوبشان این بود که وقتی مثلاً به ما «کفایه» میگفتند، گاهی پیش میآمد که بگویند اینجا را اشتباه گفتم. آدمها معمولاً این کار را نمیکنند؛ مثلاً روی منبر گاهی اوقات که اشتباه میکنند، با شیوهای نامحسوس برای مردم، حرف خطا را به صحیح منتقل میکنند. خب در تدریس و مانند اینها، این کار سختی است که آدم به اشتباهش اعتراف کند؛ یعنی کسی بخواهد از این کارها بکند، اعتبارش زود از دست میرود و معمولاً این کار را نمیکنند و حتّی ممکن است یک منطقی هم برای اشتباهشان درست کنند.
سؤالی که میخواهم بپرسم، بیشتر تحلیلی است تا خاطره. با توجّه به موضوعاتی که فرمودید، به نظر شما حضرت آقا در چه ویژگیهایی از ابویشان متأثّرند؟
- پاسخ به این سؤال کمی سخت است؛ احتمالاً التزام ایشان به نوافل و این موارد، به پدرشان برمیگردد.
اگر بخواهم سؤالم را دقیقتر بگویم، منظورم «شباهت» بود؛ به نظر شما چه شباهتهایی بین این دو بزرگوار وجود دارد؟
-یکیاش شاید زهد آقا باشد. این توضیح لازم است که باید گفت مرحوم آقا زاهد بودند و حتّی فقیر بودند. البتّه اینطور نبوده که مرحوم جدّمان از روی بیچارگی زاهد شده باشد. زهد حضرت آقا هم کاملاً زهد انتخابی است. ایشان دریافت مالی به عنوان حقوق مرسوم ندارند؛ یعنی اصلاً حقوق نمیگیرند. مثلاً من یک وقتی میخواستم مبلغی را احتیاطاً از طرف خودم به دفتر بدهم، یکی از برادرهای دفتر گفت که آقا همین تازگی فلان قدر برای تصرّفات خودشان دادهاند؛ خب از بیتالمال که برنمیدارند بدهند به بیتالمال، از همین نذوراتی است که افراد برای شخص ایشان انجام میدهند.
غیر از نذورات، هدایایی که افراد از سر عشق و علاقه برای شخص آقا میآورند هم به همین نحو است. مثلاً در یک مورد، حدود سی سال پیش، برادران یمن یک ظرف حلبی بزرگ از نگینهای عقیق یمنی برای ایشان آوردند؛ در کنار این، چند جعبه که نگینهای خاص را در آن گذاشته بودند هم آوردند که کسانی که عقیقشناس بودند میگفتند قیمت آنها خیلی زیاد است؛ امّا بااینحال، ایشان همهی آن نگینها را به دیگران داد. یا یک کسی عبایی برای آقا آورده بود که بسیار لطیف و گرانقیمت بود؛ آقا آن را دادند که بفروشند و با پول آن، تعدادی عبا تهیّه کردند و به اشخاص مختلف هدیه دادند. مسائل مادّی اصلاً برای حضرت آقا اهمّیّت نداشته است و در عین تمکّن بالایی که دارند و با انواع و اقسام محامل شرعی میتوانند بهرهمند باشند، امّا هرگز استفاده نمیکنند.
پدرم معمولاً هدایای ارزشمندی را که به شخص ایشان اهدا میکنند، به آستان قدس رضوی میدهند. کتابهای خطّی بسیار زیادی به آقا هدیه میشود که ایشان نوعاً آنها را به آستان قدس میسپارند. یکی از اساتید بزرگ و معاصر خط برای ایشان یک دیوان حافظ به خطّ شکستهی نستعلیقِ وصال شیرازی فرستاد که بسیار زیبا بود؛ من قصد داشتم آن را به یک نفر نشان دهم که دیدم نیست؛ در نهایت، معلوم شد آقا آن را مانند بقیّهی موارد خوب و زیبا به آستان قدس دادهاند و اصلاً خودشان استفاده و تصرّف نمیکنند. کلّاً چیزهای نفیس و خوب را آقا میدهند آنجا.
همین جا بگذارید خاطرهای برایتان بگویم. من در کودکی از کلمهی «فقیر» بدم میآمد. خب بچّه بودم و تصوّرم از «فقیر» مثلاً کسی بود که گوشهی خیابان مینشیند و گدایی میکند. آن زمان هنوز انقلاب پیروز نشده بود و من کلاس دوّم دبستان بودم و مشهد زندگی میکردیم، در همین خانهای که الان هم هست. یادم هست در گوشهای از همان خانه، مقداری بستههای آذوقه و روغننباتی بود. ما، یعنی سه فرزند و پدر و مادر، نشسته بودیم و در حال صحبت بودیم که آقا در میان کلام گفتند که من افتخار میکنم که فقیر هستم! تا این را آقا گفتند، اینقدر این جمله برای من ضرب داشت که یکدفعه گویا تصوّرم نسبت به «فقر» عوض شد، به طوری که تا الان هم همینجوری هستم. این بهنوعی نشانهی بیتعلّق بودن ایشان به دنیا از همان اوایل زندگی و تارک بودن ایشان است.
آقا در مصاحبهای در اوایل پیروزی انقلاب میگویند که من، چون نمیخواهم فقرنمایی بشود، خاطرات زندگی خودم را نمیگویم و عبور میکنند. اگر صلاح میدانید، شما قدری دراینباره توضیح بفرمایید.
-ایشان اصلاً اجازه نمیدهند زندگیشان دچار زرقوبرق شود. مثلاً وسایل زندگی ایشان بسیار ساده است. فرض کنید اجاقگاز خانهی ایشان از همین اجاقهای سهشعلهی قدیمیِ رومیزی است که من چند بار از والده خواهش کردم که این را عوض کنید. والده هم در این جهت واقعاً از آقا کمتر نیستند. هنوز اجاقگازشان همان سهشعلهی قدیمی است که روی میز میگذارند! مادر، به رغم اصرارهای زیاد ما، آخر هم قبول نکردند و گفتند اصلاً نمیشود.
تا چند سالِ گذشته، تلویزیون منزل آقا از همان قدیمیها بود. یک دستگاهِ گیرنده، به قیمت آن موقع، حدود پنجاه هزار تومان تهیّه شد و من آمدم که آن را به تلویزیون وصل کنم. آقا سر نماز بودند. دیدم این تلویزیون اینقدر قدیمی است که اصلاً جای فیش آن دستگاه را ندارد! تلویزیون خود ما هم قدیمی است، امّا جای فیش آن را دارد. ما فکر این را نکرده بودیم که این دستگاه اینقدر قدیمی باشد که جای فیش ورودی از دستگاه را نداشته باشد. بعد از آن، دیگر آن تلویزیون واقعاً از حیّز انتفاع ساقط شد و بعد از چند سال از همین تلویزیونهای معمولی که حالاها معمول شده و چند کانال را میگیرد، به خانهی آقا آمد.
مورد دیگر مثلاً این است که آقا از سال ۸۰ به دلیل کمردرد مجبورند به تجویز دکتر روی صندلی بنشینند. ایشان حتّی بین دو نماز باید روی صندلی بنشینند و تقریباً نشستن روی زمین ندارند و والده هم مشکل کمردرد دارند. امّا صندلی و میزی که در خانهی آقا وجود دارد، پلاستیکی است؛ مثل مغازههایی که میخواهند بدون هیچ هزینهی اضافهای صندلی چوبی یا آهنی نخرند، ولی صندلی هم داشته باشند؛ لذا تعدادی از همین صندلیهای پلاستیکی خریدهاند و گوشهای در اتاقِ پشتیِ منزل روی هم گذاشتهاند برای مهمانها که در مواقع نیاز به تعداد بیشتر، دُور اتاق چیده میشود.
از این دست وسایل قدیمی، میتوان به تخت آقا اشاره کرد. تختی که آقا الان روی آن میخوابند، همان تختی است که از سال ۶۰، یعنی از زمان ترور و جراحت و آسیب ناشی از آن، روی این تخت خوابیدهاند و الان چهل سال است که از آن استفاده میکنند. اگر یک نفر یک قلم و کاغذ بردارد، شاید بتواند بیش از پانزده مورد از این وسایل قدیمی را فهرست کند. والده نیز در این جهت بسیار مؤثّر بودهاند؛ ایشان هم پابهپای آقا در تمام این سالها بودهاند.
غیر از این ویژگی زهد، دیگر چه شباهتهایی بین حضرت آقا با پدر و مادرشان وجود دارد؟
-پدرم، با وجود فهم سیاسی و تجارب متراکم و دقّتهایی که در جزئیّات دارند، صفا و صمیمیّت خاصّی هم دارند. امروز ۴٢ سال از انقلاب میگذرد و شاید بیش از پانزده سال نیز قبل از انقلاب، این مبارزات ادامه داشته است و در نتیجه، ایشان تجارب و تشخیصهای مختلفی دارند؛ امّا با وجود این، صفای خاصّی دارند. صفا به معنی صدق. این شاید به آن دو بزرگوار، یعنی خانم و آقا، برمیگردد؛ زیرا آنها نیز همین صفا را داشتند.
از جلوههای این صدق، صراحت لهجه است. من این حالت صراحت را در خانم دیدهام؛ مثلاً اگر کسی غیبت میکرد، صراحتاً به او میگفتند غیبت نکنید یا آن حرف را قطع میکردند. یادم هست من بچّه بودم و با ایشان و مادرم و بعضی دیگر به روضهای در ابتدای خیابان احمدآباد میرفتیم. آنجا برخی از فرزندان صاحبخانه یا مهمانان دیگر بیحجاب بودند. خانم همان جا با یکیکِ آن بچّهها با لحن ملایم و با «دخترم» و الفاظی مانند آن شروع کرد به صحبتکردن و پیگیر ماجرا شد، به طوری که همان جا چادر به سر کردند؛ در حالی که نه مرحوم خانم فرد منسوب به قدرتی بود و نه پشتوانهی دیگری از این قبیل داشتند.
در یک مورد دیگر مثلاً خانم به تهران آمده بودند و بعضی از خانمهای شخصیّتها که مطّلع میشدند، از طریق والدهی ما ایشان را به مهمانی زنانه دعوت میکردند. در یکی از آن مهمانیها که در منزل یکی از شخصیّتهای مهم بود، آنها برای پذیرایی عصرانه چند نوع غذا درست کرده بودند. امّا این موارد از نظر فرهنگ ما و بهویژه مرحوم خانم زیاد بود و ایشان بعد از مجلس و به طور خصوصی تذکّر میدهد که خیلی اسراف کردهاید و چرا اسراف میکنید. خانم در بحث امربهمعروف و نهیازمنکر بسیار صریح بودند و این صراحت در پدرم نیز وجود دارد. مثلاً وقتی آقا ایرانشهر تبعید بودند، یک بار رفته بودیم ملاقات ایشان. من کلاس سوّم دبستان بودم، ماه رمضان بود و هوا هم گرم. من میخواستم کتاب بخوانم، امّا کتابی نداشتم. آقا آن موقع کلید سه تا کتابخانهی شهر را داشتند، با هم رفتیم که کتاب انتخاب کنیم. در مسیر، جوانی را دیدیم که داشت علناً ساندویچ میخورد؛ آقا همان جا به او تذکّر دادند. حالا تصوّر کنید که آقا در آن شهر تبعید بودند، امّا باز هم دست از نهیازمنکر برنداشته بودند.
علاقهی زیاد آقا به کتاب و کتابخوانی چطور؟ آیا این هم به نظر شما یک ویژگی وراثتی است؟
- خب هم پدر و هم مادر آقا هر دو اهل مطالعه بودند. پدرشان که معلوم است، مادرشان نیز اهل مطالعه بودند و حتّی فکر کنم از خود خانم شنیده بودم که من بیشتر از آقا ــ یعنی پدربزرگ ما ــ حدیث بلدم؛ شاید منظورشان همین تسلّط به مسائل مختلف بوده و اینکه مثلاً مرحوم آقا فقه بلد هستند و ایشان حدیث بلدند. امّا بااینحال، به نظرم این علاقه به کتاب و مطالعه در این حدّی که آقا دارند، میتوان گفت ذاتیِ خودشان است.
جالب است بدانید آقا وقتی که دوازده سیزده سالشان بود، گاهی میرفتند در این مغازههایی که کتابهای فرسوده و کهنه داشتند، میگشتند و از بین آنها کتابهایی را که بهدردبخور بود انتخاب میکردند، بعد خودشان آنها را صحّافی میکردند و برمیداشتند برای مطالعه. من الان یک کتاب «نصابالصّبیان» دارم که مال همان ایّام است و آقا خودشان آن را صحّافی کردهاند. کتاب «نصابالصّبیان» شاید اوّلین کتاب تحصیلی حساب بشود و من آن را از کتب صحّافیشدهی خود آقا دارم. یک بار به یکی از خدمهی دفتر که برای مرتّبسازی اتاق به من کمک میکرد، این را توضیح دادم که مثلاً آقا هزینهی تهیّهی کتاب نداشتند و از میان آن کتابها که ارزانتر بود، اینها را جمع میکردند و صحّافی میکردند. وقتی اینها را توضیح میدادم، او بهشدّت متأثّر شده بود.
بنابراین، من فکر میکنم عادت مطالعهی ایشان فوق این مطالب است. مثلاً مطالعهی قبل از خواب یک امر کاملاً مرسوم برای آقا است، مگر وضعیّتِ خلافِ قاعدهای پیش بیاید؛ وَالّا قاعدهی ایشان این است که همیشه با کتاب و مطالعه بخوابند. مطالعهی ایشان از نظر تنوّع کتب و موضوعات هم بسیار گسترده و عجیب است. اگر کسی ایشان را همان زمان جوانیشان هم میدید، برایش جالب بود و این دیدگاه نسبت به ایشان از ناحیهی افرادی که حتّی از حوزه نبودند و مثلاً در ادبیّات و شعر یا حتّی در موضوعات روشنفکری سررشته داشتند، ابراز شده است.
آخرین باری که مرحوم پدربزرگتان را دیدید کِی بود و از رحلت ایشان چگونه مطّلع شدید؟
-من در خانوادهی خودمان آخرین کسی هستم که مرحوم آقا را پیش از فوت دیدم؛ مرحوم خانم را هم آخرین نفر من دیدم؛ یعنی اتّفاقاً اینطوری شده است. من دو هفته پیش از فوت مرحوم آقا، اوایل تیر ۱۳۶۵، در جبهه دچار یک بیماری عجیب شدم که هر کس من را میدید، از چهرهی بسیار زرد و زارم متوجّه میشد که خیلی بیمار هستم و من خودم هم از واکنش آنها میفهمیدم که حالم خیلی بد است. من خیلی اهل مرخصی نبودم، لذا خود فرمانده گفت تو باید برگردی تهران. ماه رمضان بود و من به توصیهی فرمانده به مرخصی آمدم. ابتدا آمدم تهران و بعد از چند روز با رفقا به مشهد رفتیم. اوّل به منزل مادربزرگ مادری و بعد به منزل پدربزرگ و مادربزرگ پدری رفتم. مرحوم آقا و خانم به دلیل بیماری و کهولت سن نمیتوانستند روزه بگیرند، لذا ناهار درست کرده بودند؛ من هم در مشهد مسافر بودم و روزه نمیگرفتم. خانم به من گفت ناهار پیش ما بمان؛ امروز ظهر برای آقا برنج و گوشت درست کردم، شما هم بمان. من ماندم و یک سفرهی سهنفره پهن کردند. از جملهی چیزهایی که از آن روز یادم هست، اینکه مرحوم آقا مکرّر برای من گوشت میگذاشت و میگفت بخور. بعد از غذا، خانم به آقا گفتند که مجتبیٰ میخواهد به جبهه برود. با مرحوم آقا خداحافظی کردیم و ایشان برای استراحت تشریف بردند؛ خانم نیز معمولاً ظهرها میخوابیدند، من هم رفتم یک کتاب برای مطالعه برداشتم و بعد از استراحت، خداحافظی کردم و رفتم تا به وعدهی قرار با رفقا برسم.
بعد از برگشت به تهران، چند روزی در تهران بودم و با اتمام مرخصی به منطقه برگشتم. بهزودی، عملیّات کربلای یک شروع شد. بعد از مرحلهی دوّم عملیّات، شبی که در حال برگشت از منطقه به پشت جبهه بودیم، یاد خانم و آقا افتادم. از میان اینهمه مطلبی که در عالم هست، یکباره به ذهن من خطور کرد که اگر منافقین به منزل خانم و آقا که محافظ ندارند، بروند و آسیبی بزنند یا مثلاً آنها را بربایند، آنوقت باید چه کار کنیم! در واقع، این افکار من احتمالاً همزمان بود با همان ساعاتی که مرحوم آقا فوت کرده بودند. در این افکار بودم که به چادرهای محلّ استقرارمان رسیدیم و از شدّت خستگی نتوانستم کاری بکنم و خوابیدم. در آن منطقه، یک رودخانه ظاهراً به نام گاوی وجود داشت که رود عریضی بود و آب کمعمقی هم در آن جریان داشت. صبح رفتم و داخل آب رودخانه نشستم تا گلهای چسبیده به سر و بدنم پاک شود. بقیّهی نیروها هم کمکم بیدار میشدند و برخی میآمدند مثل من در آب مینشستند که لباسهایشان تمیز شود و برخی هم میرفتند دنبال کارهای دیگر مثل تهیّهی صبحانه. در همین اثنا، یک نفر از محلّ چادرها به سمت من آمد و بیمقدّمه گفت «محمّدجواد حسینی خامنهای چهکارهی تو است؟» ما اصلاً آقا را به اسم «محمّدجواد» نمیشناختیم، ولی او گفت «محمّدجواد»! من درگیر نام «محمّدجواد» بودم که ببینم کیست و اصلاً ذهنم به سمت مرحوم آقا نمیرفت. دوباره گفت «آیتالله سیّدمحمّدجواد حسینی خامنهای کیه؟» گفتم پدربزرگم است که ناگهان و بهیکباره گفت «فوت شد»! من هنوز در آب نشسته بودم و تا این را گفت، به تعبیر خودمانی وا رفتم. این بندهخدا هفده سال بیشتر نداشت؛ نمیدانم میخواست مثلاً کار بامزهای کرده باشد یا گمان میکرد اگر اینطور خبر بدهد، بهتر است. بعد هم خیلی محترمانه تسلیت گفت و دوستان هم بهتدریج یکییکی آمدند و تسلیت گفتند. گویا دوستان رادیو را روشن میکنند که اخبار صبح را گوش کنند و در آنجا در اخبار اوّلیّه خبر درگذشت پدر رئیسجمهور را میدهند. گویا همان جا نیز پیام تسلیت امام (رحمة الله علیه) را قرائت میکنند.
از آنجا که عملیّات تمام شده بود و دیگر کار خاصّی نبود، با اجازهی معاون گردان، بعدازظهر از نیروها جدا شدم و خودم را به اندیمشک رساندم و با قطار اندیمشک به تهران آمدم. وقتی رسیدم، فردای روز دفن مرحوم آقا بود و پدرم از مشهد برگشته بودند. مرحوم حاجی شمقدری و چند نفر از پاسدارها و دایی ما آقا مهدی خجسته حضور داشتند. گویا حاج آقا مصطفیٰ نیز همراه آقا در تهران بودند. من وارد ریاست جمهوری شدم و آقا روی ایوان ما را دیدند و روبوسی کردیم. آقا مغموم و گرفته بودند و این کاملاً مشخّص بود.
خاطرهای که بهمناسبت خوب است اینجا نقل کنم، این است که ظاهراً پدرم در همان ایّام، مرحوم آقا را خواب دیده بودند که با کولهپشتی نظامی دارد میرود. چون همان زمان هم من جبهه بودم، ایشان اینطور گمان کرده بودند که شاید تعبیر این خواب این است که من شهید شدهام. اتّفاقاً در همان عملیّات و در مرحلهی اوّل، در میان شلوغیهایی که آن زمان در شب اوّل عملیّات بود، تعاون لشکر اسم من و جمعی از دوستان را به عنوان مفقودی ثبت کرده بود. مرحوم آقای هاشمی به آقا میگویند که شما مجتبیٰ را فرستادهاید جبهه، آقا میگویند بله؛ ایشان هم گفته بود چرا بچّه را فرستادهاید جبهه و آقا جواب داده بودند که مگر طوری شده، ایشان هم احتمالاً برای اینکه آقا را آماده کنند، گفته بودند نه، ولی یک چیزهایی میگویند حالا. در هیئت دولت هم گفته بودند که احتمالاً پسر آقای خامنهای شهید شده است و برای همین، چنین تصوّری نسبت به من وجود داشت؛ لذا وقتی من آمدم تهران، همه در ابتدا یک جوری به من نگاه میکردند. آقا این خوابشان را همان وقتها برای من تعریف کردند و من اینطور به ذهنم آمد که آن خواب مربوط به خود مرحوم آقا بوده و در واقع، خود ایشان بوده که داشته میرفته است.
خلاصه، عصر همان روز من به سمت مشهد رفتم. مادربزرگ مادریمان به فرودگاه آمده بود و از همان جا من را مستقیم به مجلس ختم بردند. بعد از مجلس ختم، به منزل مرحوم آقا آمدیم که آنجا آقای دانشمند و آقای لوائی و دیگران حضور داشتند. پس از آن، در مجالس ختم متعدّدی از جمله در مسجد ترکها و مسجد امام حسن که مساجد خود مرحوم آقا بودند، حضور پیدا کردیم.
محلّ دفن مرحوم آقا پشت سر حضرت رضا (علیه السّلام) واقع شده است. آن زمان، چند جای خالی محدود بود که برای برخی از علما بود. با توجّه به اینکه ایشان هیچ گاه و مطلقاً دربارهی محلّ دفنشان فکر و برنامه و پیشنهادی نداشتند، به نظر میرسد این عنایتی بوده است که به هر ترتیب، آن محلّ دفن برای ایشان پیش آمد. از آنجا که این محل در قسمت پشت سر و زنانه است، پدرم فقط در مراسمهای غبارروبی حرم مطهّر میتوانند برای قرائت فاتحه در آنجا حضور پیدا کنند. خانم که فوت کردند نیز در همین قسمت زنانه، کمی دورتر، در دارالضّیافه دفن شدند.
من از مرحوم آقا خوابهای خوبی میدیدم. یک شب خواب دیدم که مرحوم آقا برای نماز جماعت آمدهاند و ظاهراً قرار است امامجماعت باشند؛ اذان را گفتند، امّا قبل از اینکه اقامه را بگویند، یک ظرف خرما بود که یک یا دو خرما برداشتند و خوردند. وقتی برای پدرم این خواب را گفتم، ایشان فرمودند الحمدلله معلوم میشود نمازهای آقا قبول شده است.
به عنوان سؤال آخر، بفرمایید بعد از فوت آن مرحوم، آیا آقا عمل خاصّی برای ایشان انجام میدادند؟
- بله، هم در زمان حیات ایشان و هم بعد از آن. مثلاً برایشان نماز میخوانند. ما وقتی که نوجوان بودیم، در فصلهای ابتدایی سال، چون اذان صبح زودتر است و آقا هم مقیّد به نوافل شب بودند، چندان نماز صبح آقا را درک نمیکردیم؛ امّا در فصلهای سرد که اذان صبح در تهران کمی قبل از ساعت شش است، نماز آقا را میدیدیم. همان حدود ساعت شش بیدارمان میکردند و اوّل نماز میخواندیم و صبحانهای میخوردیم و بعد میرفتیم مدرسه. آن موقع میدیدم که آقا بعد از نماز صبح، دو رکعت نماز میخواندند. یک وقتی از ایشان سؤال کردم که این نماز برای چیست، آقا جواب دادند این هدیهی هر روز من به آقا و خانم است. این نماز را آن موقعی میخواندند که هر دوی آنها در قید حیات بودند. احتمال میدهم حالا هم آقا آن را بخوانند، منتها زمانش را تغییر دادهاند و پیش از اذان صبح میخوانند. این روزها که توفیق بود بعد از نماز صبح خدمتشان بودم، ندیدم که آن نماز را بخوانند و احتمالاً آن را به شب منتقل کردهاند.
حدسم این است بعد از فوت این بزرگواران، آقا بیشتر از اینها هم انجام داده باشند؛ چون آقا برای بعضی افراد که به لحاظ نَسَبی دورترند هم مقیّد به انجام برخی امور هستند؛ هم برای اموات و هم حتّی برای کسانی که زندهاند. گاهی اوقات آقا برای کسانی طلب مغفرت میکنند که شاید خود آن افراد با آقا میانهی چندانی نداشته باشند.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی شهید سید علی خامنهای
- لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
- از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
- لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
- در غیر این صورت، «نگارمگ » مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
- آخرین اخبار
- محبوب
- برچسب های داغ
- فیلم| روی دیگر پروتئین؛ وقتی زیادهروی به بدن آسیب میزند
- فیلم| شبادراری در بزرگسالی؛ مشکلی فراتر از دوران کودکی
- فیلم| بیمه بیکاری به چه افرادی تعلق میگیرد؟ جزئیات مهم قانون
- فیلم| مادران گیاهخوار در دوران بارداری با چه کمبودهایی روبهرو میشوند؟
- فیلم| گزارش محرمانه آمریکا درباره ایران؛ نگرانی واشنگتن از قدرت فضایی تهران
- فیلم| بشقاب مادران باردار؛ خوراکیهایی که نباید نادیده گرفته شوند
- فیلم| واقعا اطراف مراکز هستهای قرص ید توزیع شده است؟
- فیلم| آیا فرزندم متناسب با سنش رشد میکند؟ پاسخ در بررسیهای خانوادگی
- فیلم| از تبلیغات پرهزینه تا موج شوخیهای مجازی؛ «جهان من» فرزاد فرزین چه شد؟
- فیلم| دوران نوجوانی و اهمیت انتخابهای غذایی درست
- فیلم| بهترین میراث والدین برای فرزندان چیست؟
- فیلم| ریشه برخی زخمهای روانی بزرگسالی در نیازهای برآوردهنشده کودکی است!
- فیلم| چرخش مواضع پیمان عارف درباره اسرائیل؛ ماجرای پروژه تجزیه ایران چیست؟
- فیلم| حرفهایی که کاش زودتر میشنیدیم؛ معرفی کتابی برای بهتر زندگی کردن
- فیلم| انجام سیزده عمل روی پای یک کودک!
- فیلم| چرا گاهی اجابت دعا به تاخیر میافتد؟
- فیلم| برای داشتن استخوانهایی سالم، فراتر از تغذیه فکر کنید
- فیلم| تهران ۲۰۰ سال پیش چه شکلی بود؟ نقاشیهای شگفتانگیز یک فرانسوی را ببینید!
- فیلم| تهران زیرِ تهران؛ کشف راههای زیرزمینی در پایتخت!
- افشاگری تکاندهنده ستاره «لوگان»: در ۱۲ سالگی به من کوکائین تعارف میکردند!
- هشدار؛ نیمی از دیابتیها با عوارض پیشرفته تشخیص داده میشوند!
- آیا رباتها میتوانند سازههای فضایی بسازند؟
- رؤیاپردازی کلود؛ روشی برای پاکسازی حافظه!
- لوبیای بورلوتی؛ ابرغذای مغز یا فقط یک حبوبات مغذی؟
- هشدار آلتمن؛ کنترل هوش مصنوعی را از دست ندهیم!
- آیا موشها میتوانند مانند انسان فکر کنند؟
- راز رنگ یکنواخت در قطعات سیلیکونی؛ مستربچ رنگی!
- دیپسیک؛ شرکت مرموز چینی که بازار جهانی را تکان داد!
- راز لولای شکسته HP؛ هزینه ۵۰۰ دلاری تعمیر!
- خواندن اطلاعات کوانتومی بدون تخریب؛ کشف جدید دانشمندان!
- پایان سوئیفت؛ ۲۲ سال رصد انفجارهای کیهانی!
- آمار نگرانکننده؛ ۴۵۰۰ تا ۵۰۰۰ سقط خودبهخودی در سال!
- آیا اپلیکیشن ضبط صدای سامسونگ به دستیار هوشمند تبدیل شده؟
- امید تازه با ویتامین C؛ ۶۵ درصد خطر مرگ کمتر!
- صدای مدیرعامل جعل شد؛ کارکنان ۱۲۹ میلیون دلار انتقال دادند!
- آیا کنترل هوش مصنوعی از دست انسان خارج میشود؟
- Claude برای کاربران ایرانی محدود میشود؛ از ۲۱ آبان!
- رباتها در فضا سازه میسازند؛ نخستین مونتاژ خودکار!
- مریخ مرده نیست؛ آتشفشانهای فعال کشف شد!
- فاضلاب دانشگاه، استرس امتحانات را لو میدهد!
- ابرجامد در دمای اتاق کشف شد؛ انقلاب در فیزیک کوانتوم!
- هر حیوانی بوی متفاوتی را ترجیح میدهد؛ کشف جدید!
- Muse حالا با شما حرف میزند و آواتار متحرک دارد!
- واتساپ حریم خصوصی شماره را به دست خودتان میدهد!
- آیا دیر خوابیدن حافظه را ضعیف میکند؟
- آیا کلاغها باهوشتر از انسان هستند؟
- باور ۲۰ ساله شکست؛ نانوذرات انعطافپذیر ساختارهای بلوری جدید میسازند!
- چطور کودکتان را به بازی مستقل عادت دهیم؟ ۵ قانون طلایی!
- عضلات کم، خطر دیابت بیشتر؛ ارتباط پنهان!
- آیا رباتها میتوانند خاطرات نادرست را پاک کنند؟
- آیا بیتکوین در برابر رایانههای کوانتومی ایمن میشود؟
- ارتباط لیزری در فضا؛ بریتانیا ماهواره نظامی جدید پرتاب کرد!
- آیا ویتامین C میتواند از سرطان خون جلوگیری کند؟
- عکس روز ناسا؛ کوهستانی ۴ کیلومتری در لبه ماه!
- آیا 6G در ۲۰۲۹ از راه میرسد؟ کوالکام میگوید بله!
- آیا نظارت آمریکا بر صادرات تراشه به چین شکاف دارد؟
- چربی قهوهای؛ دشمن پنهان اضطراب و افسردگی!
- زودتر بخوابید تا وزن کم کنید؛ کشف جدید محققان!
- بادامزمینی و حافظه سالمندان؛ کشف جدید!
- آیا دیابت نوع ۲ درمانپذیر است؟ پاسخ علمی!
- آیا نوشیدنی انرژیزا قلب جوانان را تهدید میکند؟
- آیا کلم بروکلی میتواند بیماری ژنتیکی نادر را درمان کند؟
- آیا پوست شیشهای واقعاً سالم است؟
- آیا عدد کالری ساعت هوشمند قابل اعتماد است؟
- ترکیب ادویهها؛ اثر ضدالتهابی صد برابر!
- چهره خسته و رنگپریده؛ کمبود آهن یا فقط کمخوابی؟
- فقط نمک را کم نکنید؛ پتاسیم هم مهم است!
- دندان ۶؛ مهمترین دندانی که والدین نادیده میگیرند!
- تفاوت مهم سرماخوردگی و آنفلوانزا در کودکان!
- کودکتان گوشش را میکشد؟ شاید عفونت گوش باشد!
- آرتروز زانو همیشه به جراحی ختم نمیشود!
- کودکتان از منحنی رشد عقب افتاده؟ این نشانه مهم است!
- سرطان معده در مراحل اولیه؛ بیماری خاموش!
- آیا سرطان پروستات بدون علامت است؟ هشدار متخصص!
- یائسگی زودرس را جدی بگیرید؛ توصیههای طب ایرانی!
- زمان و مقدار مصرف یدید پتاسیم؛ راهنمای سازمان جهانی بهداشت!
- آیا قرص یدید پتاسیم برای نوزادان بیخطر است؟
- کاهش سن ابتلا به اچپیوی؛ زنگ خطر برای خانوادهها و مدارس!
- سیارک ریوگو؛ گنجینهای از مواد سازنده حیات!
- خودروی برقی جنجالی فراری، قبل از تحویل فروش رفت!
- قابهای خاطرهانگیز از لحظات خلوت و هنری مریم معصومی
- تیپهای متفاوت هنرمندان در اکران فیلم «حاشیه»؛ پاییز به سبک ستارهها
- دورهمی سه چهره هنری؛ بیتا، الناز و مرجانه کنار هم دیده شدند
- دو هفته پرفشار برای نعیمه نظامدوست؛ سوگ سه عزیز در روزهای کوتاه
- از تئاتر تا تلویزیون؛ داستان زندگی هنری و خصوصی بهنام شرفی
- پشت چهره هنری محمد حاتمی چه میگذرد؟ بیوگرافی و عکسهای جذاب او
- واکنشهای پرحاشیه مامک جمشیدی به ترانه علیدوستی؛ سکوتی موقت در یک اختلاف خبرساز
- استایل شیک و اروپایی بهی جدیدی؛ تصویری تازه از بازیگر «مرد سههزار چهره»
- عکس متفاوت از دورهمی الهام حمیدی و مریم مومن؛ رفاقت در فضای لوکس رستوران
- عکس جدید نوید و فرشته در ژاپن؛ حضور دونفره در خیابانهای توکیو
- نگاهی به زندگی خصوصی مریم سرمدی؛ بازیگر سریال لیسانسهها
- چرا شهاب حسینی در مراسم پدر ترانه علیدوستی حضور نداشت؟
- واکنش احساسی رابعه اسکویی با دلنوشتهای برای ایرانیان
- مرجانه گلچین با موهای کوتاه جوگندمی و آرایش ملایم؛ پرترههایی متفاوت از بازیگر «شاهگوش»
- ناگفتههایی از زندگی فائزه علیآبادی؛ بازیگری که با نقش طوبی شناخته شد
- محمد ساربان کیست؟ از آغاز فعالیت هنری تا حضور در سریالهای مطرح
- قصه زندگی خسرو احمدی؛ بازیگری که با نقش دولنگ در خاطرهها ماندگار شد
- فریبا باقری؛ از گویندگی در رادیو جوان تا اجرای برنامههای تلویزیونی
- مراسم ختم پدر ترانه علیدوستی با حضور جمعی از بازیگران و هنرمندان
- چشمان درشت بهاره کیانافشار در عکس کودکیاش جلب توجه کرد
- ابهام درباره مادر ترانه علیدوستی برطرف شد؛ واقعیت چه بود؟
- المیرا شریفیمقدم در کنار برادرش؛ شباهت این دو توجهها را جلب کرد
- ایرج نوذری از آلبوم خاطراتش رونمایی کرد؛ تصاویر عروسی پس از سالها
- بازگشت به دهه ۵۰؛ تصویری جالب از لیلا فروهر و عارف
- عکس تاریخی از ملاقات دو چهره مشهور ایرانی در دهه ۶۰
- فریدون جیرانی؛ مردی که زندگیاش با سینما گره خورده است
- آیشواریا و همسرش در تصویری متفاوت؛ لحظهای از زندگی خانوادگی این زوج
- انتخاب رنگ متفاوت نفیسه روشن؛ این بار با پوششی تمام صورتی! +عکس
- سارا و نیکا باز هم متفاوت ظاهر شدند؛ این بار چه تغییری کردهاند؟
- ملیکا شریفینیا در دنیای هنر و زندگی شخصی؛ از ازدواج تا مسیر بازیگری
- از عاشقانههای بالیوودی تا زندگی خانوادگی؛ داستان ازدواج کاجول و آجای دوگن
- مونیکا بلوچی؛ از درخشش در سینمای جهان تا ازدواجهای پرحاشیه و زندگی عاشقانه
- تغییر چهره هومن برقنورد برای بازی در سریال حماسه زاگرس
- تصویری کمتر دیدهشده از فخری خوروش در آغاز دوران بازیگری
- رضا رویگری و همسرش؛ نگاهی به ازدواجها، خانواده و زندگی شخصی این بازیگر
- استراحت متفاوت یوسف تیموری در طبیعت؛ عکس تازه بازیگر طنز
- از شهرت در تلویزیون تا حواشی زندگی خانوادگی؛ اسماعیل محرابی را بیشتر بشناسید
- شیوا خنیاگر را بیشتر بشناسید؛ از زندگی شخصی تا سالهای فعالیت هنری
- قاجار روی چهره نیلوفر شهیدی؛ میکاپی متفاوت با امضای هنر اصیل ایرانی
- فرشته حسینی با استایلی سامورایی در ژاپن؛ تصویری متفاوت از بازیگر ایرانی
- وقتی گوگوش در اوج شهرت به کویت سفر کرد؛ عکس کمتر دیدهشده از سال ۵۶
- خانه شیک محیا دهقانی زیر ذرهبین؛ از تراس تماشایی تا دکوراسیون سلطنتی
- مادر شدن در ۵۰ سالگی؛ تصمیم متفاوت کارولین بایل که خبرساز شد
- لیلی و مجنونهای سینمای ایران؛ قابهای عاشقانه بازیگران در جشن سپندارمذگان
- مادر لیلا حاتمی در روزگار جوانی؛ عکس قدیمی زری خوشکام از سریال تاریخی
- نسیم ادبی با استایل پاییزی خاصش غوغا کرد؛ ترکیبی شیک و چشمنواز
- وقتی سادگی حرف اول را میزد؛ استایل متفاوت نیکی کریمی در دوران اوج محبوبیت
- نجمالدین شریعتی با یک عبارت کشاورزی به ترامپ طعنه زد!
- مریم کاویانی چه نوشت که عکسهای تازهاش را به حاشیه برد؟
- قاب تاریخی از پشت صحنه هزار دستان؛ علی حاتمی و چهرههای ماندگار سینما در سال ۵۴
- بیوگرافی امبر هرد؛ از ازدواج جنجالی با جانی دپ تا زندگی جدید و فرزندانش + تصاویر
- محیا دهقانی از جایگاه زنان در سینمای ایران و ضعف شخصیتپردازی گفت
- سفر به سال ۱۳۵۶؛ جمشید مشایخی و فرزانه تائیدی در قاب یک اجرای خاطرهانگیز
- بیوگرافی تایا پسترتسووا؛ بازیگر اوکراینی که در سریال ایرانی دیده شد
- پوری بنایی و ایران دفتری در قاب خاطرهها؛ عکس دیدنی از ۵۵ سال پیش
- کنایه تند مادر ترانه علیدوستی به قضاوتکنندگان زندگی شخصیاش
- پیام همدلانه شقایق دهقان خطاب به ترانه علیدوستی در فضای مجازی
- انتخابهای متفاوت ترانه علیدوستی در مراسم وداع با پدر؛ نگاهی به جزئیات ظاهرش
- رونمایی از کیک تولد زیبای پریا پرتوی؛ یک طراحی هنرمندانه و خاص!
- سلین دیون چگونه به شهرت جهانی رسید؟ روایت روزهای دشوار زندگیاش
- حمایت بانکها از بازار سرمایه از فردا اجرا میشود
- بورس سقوط کرده در دولت روحانی چگونه در دولت شهید رئیسی احیا شد؟
- درمان بورسی پزشکیان از زبان عبده
- جذب سرمایه ۷ همتی از بازار بورس دانشبنیانها
- وعده عناب بورسی واقعیتر شد
- چهارمین روز نزولی بازار در غیاب نیروهای صعودی
- انتخابات و دامنه نوسان مهمترین دلیل رکود فعلی بورس
- بورس با ۴ مصوبه دولت برای حمایت از بازار سهام سبزپوش میشود؟
- ۳ دلیل پایین بودن ارزش معاملات خرد در بورس
- معافیتهای مالیاتی بازار سرمایه باید استمرار پیدا کند
- بورس این روزها تحت تأثیر تداوم نرخ اخزای بالای ۳۵ درصد
- رشد شاخصهای بورس با کف سازی تکنیکال
- کاهش دامنه نوسان هم علاج بورس نزولی نبود
- سایه تامین مالی دولت بر سر بورس سنگینی میکند
- کاهش بی سابقه حجم معاملات سهام در بورسهای جهانی
- رشد شاخصهای بورس با کمک بانکیها و اعلام نرخ تسعیر ارز
- حمله به سفیر روسیه در لهستان
- معرفی سری گوشیهای Redmi K ۵۰ قبل از رونمایی رسمی
- غفوری: فکر کردن به قهرمانی از الان، سادهلوحانه است
- کاهش ۱۰ درصدی تولید هوندا در دو کارخانه
- سومین نشست دستمزد، باز هم بدون نتیجه
- لغو بلیت فروشی عمومی المپیک زمستانی چین
- گرامیداشت قربانیان هواپیمای اوکراینی در دانشگاه تورنتو
- ادامه چانهزنی چهارگانه در وین
- صرفهجویی ۱.۶ میلیارد دلاری کمیته برگزاری المپیک و پارالمپیک توکیو
- محبوبترین رشته المپیک توکیو مشخص شد
- اعلام هزینه میزبانی توکیو از المپیک و پارالمپیک ۲۰۲۰،
- آذرتاج: هیات اقتصادی جمهوری آذربایجان به ایران میرود
- بررسی عملکرد ایران در المپیک؛ جایگاه چهارمی در آسیا
- پایان وضعیت اضطراری در کشور میزبان المپیک ۲۰۲۰
- چهار نوجوان در برابر دشمن آمریکایی؛ انیمیشنی که از دل خلیج فارس میآید!
- همسرم میگوید برای بچهدار شدن دوباره ازدواج کن؛ چه تصمیمی بگیرم؟
- با پول خرید دنا و پژو ۲۰۷ در ایران، در ژاپن چه خودرویی میخرید؟!
- کشت شقایق در ایران آزاد شد؟ از مزرعه محصور تا انتقال محصول با اسکورت پلیس!
- کسانی که خانههای ما را اداره میکنند، خودشان از حداقل حقوق محروماند!
- از هک یخچال بانک خون تا جنگ روباتها؛ آینده ترسناک حملات سایبری
- مردم درگیر تورم، خودروهای میلیاردی در ویترین؛ ماجرای عجیب اتوپلازا چیست؟
- ۹۰ هزار معلم کم داریم، اما آزمون استخدامی برگزار نشد! ماجرای عجیب آموزشوپرورش
- چرا نام یک حدیث پیامبر روی فیلم اکشن هالیوودی قرار گرفته است؟
- ماجرای سنگ قبر ۲ میلیارد تومانی در بازار؛ لاکچریبازی تا آن سوی مرگ!
- دروغهای سفید آنقدرها هم بیضرر نیستند؛ حقیقتی که میتواند اعتماد را نابود کند
- نه سناتور است، نه نماینده؛ استریمری که سیاستمداران آمریکا را به واکنش واداشته است!
- یک پزشک علامت اصلی سکته چشمی را فاش کرد
- دلیلی برای خجالت نکشیدن از مراجعهی کم به دندانپزشک ذکر شده است
- یک متخصص مغز و اعصاب، روشهای موثری را برای تسکین بیماری حرکت فهرست کرده است
- مشخص شده است که خوردن مکرر میان وعده برای سلامتی مضر است
- یک متخصص فواید ماساژ صورت را فاش کرد
- یک پزشک رایجترین افسانهها در مورد گوارش سالم را رد میکند
- یک پزشک راههای اصلی مبارزه با آلرژی را نام برد
- به مردان پنج عادت ساده برای داشتن پروستات سالم گفته شد
- یک دندانپزشک فهرستی از غذاهایی که بیشترین آسیب را به دندانها میزنند، ارائه کرده است
- به افراد مسن چهار نکته تغذیهای داده شد
- نوشیدنیهایی که تأثیر مفیدی بر سلامت روان دارند، آشکار شدهاند
- وقتی کودک بیوقفه گریه میکند، این ۴ کار را بههیچوجه انجام ندهید!
- این جراح از والدین خواست که معاینات برنامهریزیشده فرزندانشان را از دست ندهند
- فیلم| انگیزه بیشتر قتلهای برنامهریزیشده چیست؟
- «اگر دوستم داشت، خودش میفهمید!»؛ جملهای که میتواند زندگی مشترک را نابود کند
- یک پزشک از یک عادت شبانه خطرناک برای قلب پرده برداشت
- فیلم| مترو ایران یا غرب؛ کدام امکانات بهتری داره؟
- یکی از علائم سرطان پانکراس که روی پوست ظاهر میشود، شناسایی شده است
- فیلم| علمهایی که با هم فرق دارند!
- فیلم| وقتی صدای آرمان گرشاسبی در تهران میپیچد...
- فیلم| ابوریحان بیرونی؛ ایرانیای که هزار سال پیش شعاع زمین را محاسبه کرد
- یک متخصص تغذیه فاش کرد که چه کسانی باید از نوشیدن شیر خودداری کنند
- یک متخصص تغذیه توضیح داد چه کسانی نباید بستنی بخورند
- یک پزشک از افراد مسن خواست که از تغییرات در یک عضو بدن نگران نشوند
- یک متخصص مو، علل ریزش مو را توضیح داد
- یک پزشک در مورد خطر اشتباه گرفتن غلظت خون با ترومبوز هشدار داد
- یک اپیدمیولوژیست دلیل افزایش تعداد مبتلایان به ویروس اچ آی وی را مشخص کرد
- یک پزشک علل ویسکوزیته خون را توضیح داد
- پزشک پاسخ داد که آیا میزان مصرف فست فود بیخطر است یا خیر
- اشتباه اصلی در ارائه کمکهای اولیه مشخص شده است
- ارز
- طلا
- بورس
- تورم
- اخبار داغ
- ورزشی
- پربیننده
- پربحث
- فیلم| راز تهیه کیکی خوشطعم با عطر دلنشین گلاب و هل
- ثروتمندترین کشور اروپا به سرعت در حال کاهش جمعیت است
- شورش مردم علیه غولهای فناوری؛ آیا عصر طلایی سرمایهگذاری در هوش مصنوعی به پایان میرسد؟
- ویتامینهایی که کمبود آنها در دیابت دیده میشود، شناسایی شدهاند
- فیلم| توانا؛ تجلی تخصص و فداکاری در لحظات سرنوشتساز امداد و نجات!
- ماسک توضیح داد که چرا رباتها میتوانند در محل کار از انسانها بهتر عمل کنند
- آبمیوهای که خطر ابتلا به بیماریهای قلبی و عروقی را کاهش میدهد، نامگذاری شده است
- فیلم| چطور با انتخابهای غذایی مناسب، پروتئین کافی دریافت کنیم؟
- آلمان خواستار جلوگیری از انتقال کشتی جنگی تاروس به اوکراین شد
- دانشمندان کشف کردهاند که نوزادان خیلی زودتر از آنچه قبلاً تصور میشد، زبان را یاد میگیرند
- ماسک قول داد که به افراد فلج فرصتی برای حرکت بدهد
- یک عامل خطر غیرمنتظره برای سکته مغزی شدید شناسایی شده است
- فیلم| چرا پذیرش احساسات درونی برای سلامت روان ضروری است؟
- ماسک یک بازه زمانی را برای زمانی که سفرهای فضایی ارزانتر از سفرهای هوایی خواهد شد، اعلام کرده است
- دانشمندان فاش کردهاند که چه چیزی زندگی را در روابط معنادارتر میکند
- فیلم| چرخش رسانههای رژیم صهیونیستی در برابر قدرت ایران
- فیلم| الگوی مهربانی؛ تصاویری از برخورد ملایم و محبتآمیز رهبر شهید با کودکان
- فیلم| گچبری مدرن؛ روشی جذاب برای تغییر دکوراسیون داخلی
- فیلم| وقتی وجدان شهروندان آمریکایی به درد میآید اما رضا پهلوی آسودهست
- رئیس جمهور پاراگوئه برکنار شد
- فیلم| سیل خبر نمیکند! از قبلِ وقوع، آماده باش
- خطر غیرمنتظرهای از جداییهای عاشقانه شناسایی شده است
- فیلم| جنگ با ایران، به قیمت فروپاشی داخلی آمریکا تمام میشود
- فیلم| نظم تازه خلیج فارس پس از جنگ؛ چرا آمریکا باید با ایران به توافق برسد؟
- فیلم| از علتیابی تا درمان؛ چگونه با شبادراری مقابله کنیم؟
- فیلم| روایت تکاندهنده یک دانشجو از ویرانیهای مدرسه میناب و قربانی شدن کودکان در جنگ
- فیلم| چگونه جنگ، حزب جمهوریخواه را به شکست میکشاند؟
- آمریکا نگران اقدامات چین شده است
- دانشمندان کشف کردهاند که چه چیزی میتواند از زوال عقل جلوگیری کند
- فیلم| وقتی غولهای خودروسازی جهان از تسلط چین وحشت میکنند!
- چرا طرحهای میلیاردی ترامپ به بنبست رسید؟
- فیلم| شهروند روس: میخواستند در ایران تغییر رژیم انجام دهند، خودشان تغییر کردند!
- فیلم| رضا گوهرزاد: ترامپ تشنه اعلام پیروزی در جنگ است!
- اتحادیه اروپا در حال توسعه سلاحهایی برای نابودی اهداف از طریق ماهوارهها است
- دانشمندان نشانه غیرمنتظرهای از یک رابطه سالم را کشف کردهاند
- فیلم| موج اعتراضات در عراق علیه تداوم بسته بودن مرز چذابه
- فیلم| «ایران را با هزاران موشک رها نکنید»؛ پاسخ جو کنت: ادامه جنگ دیوانگی است!
- فیلم| عامل پنهانی که سلامت ادراری کودکان را تهدید میکند
- فیلم| سیاستمدار آلمانی: پیشبینی اقدام بعدی ترامپ مثل فال قهوه است!
- فیلم| سرکوب خشونتبار معترضان در فرانسه؛ ضربوشتم از سوی پلیس
- صدها معترض، مرکز داده این غول فناوری اطلاعات جهانی را «اشغال» کردند
- یک مزیت غیرمنتظره صحبت کردن به دو زبان آشکار شده است
- فیلم| اگر رژیم غاصب بخواهد از سلاح هستهای استفاده کند چه میشود؟
- فیلم| این همخوانی پرشور در کنسرت راغب را ببینید!
- فیلم| روایت تلخ و تکاندهنده یک سناتور آمریکایی از غزه؛ ۹۲ درصد مردم بیسرپناهاند؟
- فیلم| چه زمانی مشکلات ادراری کودک به اتاق عمل میرسد؟
- فیلم| پشت پرده امنیت حج چه میگذرد؟ ادعای انتقال اسامی حجاج به موساد
- فیلم| ویدئویی از پشت صحنه سریال «میمون مست» به تهیهکنندگی روحالله حجازی و کارگردانی ایمان یزدی
- فیلم| شکاف در حمایت از اسرائیل؛ رأی یهودیان میشیگان به یک سناتور منتقد تلآویو
- گروه موسیقی «ویکند» رکورد جهانی در تاریخ موسیقی ثبت کرد
- عضلات گوش که قبلاً تصور میشد توسط انسان استفاده نمیشوند، اکنون در واقع کار میکنند
- از حق شهروندی تا حذف ۳ میلیون نفر؛ ماجرای تازه کالابرگ چیست؟
- یک تتو، یک دعوای خانوادگی و یک قتل؛ راز جنایت خونین چه بود؟
- آقای تابش! این ۹ اشتباه را در جشنواره فجر تکرار نکنید
- مرتس از ترامپ خواست که همه اعضای ناتو را در روند صلح مشارکت دهد
- قرار اینستاگرامی که به معمای ناپدیدشدن ختم شد؛ بازداشت مظنون پس از ۸ ماه
- دیانای باستانی، ۱۱۰۰۰ سال تاریخ مشترک بین گوسفند و انسان را آشکار میکند
- یک دانشمند علوم سیاسی توضیح داد که چرا مرتس ناگهان تصمیم گرفت درباره اوکراین با ترامپ صحبت کند
- دانشمندان اصرار دارند که در تحقیقات، پرندگان ماده را نادیده نگیرند
- درگیری شدید بین پلیس و معترضان در آلبانی
- فیلم| پشتپرده پرداختهای میلیونی برای تجمعات؛ شبکههایی که با پولِ فتنه زنده هستند
- فیلم| چرا آلمان امنیت رضا پهلوی را تأمین نمیکند؟
- فیلم| اگر بتوانیم فشار بر تنگه هرمز را حفظ کنیم، اقتصاد آمریکا در برابر تبعات آن در سقوط وال استریت و رکود تورمی دوام نخواهد آورد
- اگر نخبگان مهاجرت میکنند، چرا فرزندم را نخبه تربیت کنم؟ پاسخ یک کارشناس به نگرانی خانوادهها
- فیلم| مکملهای دوران بارداری؛ ضرورت یا انتخاب؟
- حقوق ۱۷۰۰ یورویی و بازنشستگی در ۶۰سالگی؛ نسخه ملانشون برای فرانسه چیست؟
- گوشیها را کنار بگذارید؛ یک اتاق فرار خانگی بسازید و خانواده را دور هم جمع کنید!
- فیلم| روایت گاردین از طرح قطر برای دور جدید مذاکرات چقدر مطابق با واقع است؟
- ایلان ماسک تصمیم گرفته است که پروژه سایبرتراک را لغو کند
- هوش مصنوعی دارد مادینگ بازیها را نابود میکند؟ هشدار یک توسعهدهنده باسابقه
- دانشمندان کشف کردهاند که چگونه انتظارات از دیگران بر تصمیمگیری ما تأثیر میگذارد
- فیلم| نقش رئیسجمهور در تشکیل کابینه اسرائیل
- عکس| جکی چان روی پوستر «میمون مست»
- فیلم| چهار میلیون بازدید برای ویدیوی تصرف خانه یک فلسطینی توسط اشغالگران
- فیلم| ادکلنی که بوی جنایت میداد
- فیلم| تیزر قسمت جدید سریال «نسخه آزمایشی» با بازی رویا میرعلمی
- پلیس در یک کشور اروپایی از سرکوب گسترده معترضان خبر داد
- چه کسی اطلاعات شخصی شما را در اینترنت میفروشد؟ راهی برای پاککردن ردپای دیجیتال
- دانشمندان فاش کردهاند که آیا میتوانیم از امواج گرانشی برای ارتباط با تمدنهای فرازمینی استفاده کنیم یا خیر
- فیلم| اعتراضات در اروپا به گرانی ناشی از جنگ علیه ایران
- پورتو هم به صف مشتریان پیوست؛ انیس حاج موسی ستاره داغ بازار نقلوانتقالات اروپا!
- رقابت برای باشگاه بارسلونا برای کاستلو لوکبا
- منچستریونایتد رقیبی برای ایوان تونی پیدا کرد
- لیگ برتر والدمار آنتون را وسوسه میکند
- جانشین غیرمنتظره کورتوا در رادار رئال؛ دروازهبان ژاپنی مشتریان بزرگی دارد!
- تولوز برای اودوگو بنبست شد؛ تصمیم قاطع میلان برای تغییر مقصد!
- یاکوبو رامون قرارداد خود را به دست آورد
- یوسف فوفانا از سویا جدا شد
- یان کوتو، خریدی که به زودی انجام خواهد شد
- اصرار دورتموند برای شکار سعید الملا؛ کلن همچنان سد راه انتقال!
- گیتنز در چلسی به بنبست رسید؛ صف مشتریان برای شکار ستاره انگلیسی!
- زلزله در بارسلونا؛ صف غولهای اروپا برای شکار الخاندرو بالده!
- مامادو سار جداییاش از چلسی را توجیه کرد
- رقابت غولهای اروپا برای جذب پدیده روس گالاتاسرای
- نه قاطع دشان به منچستریونایتد؛ نیمکت یونایتد مشتری ندارد!
- حسرت بزرگ بایرن؛ دزیره دوئه دیگر در دسترس نیست
- ویارئال وارد میدان شد؛ رقابت سهجانبه برای شکار سانتیاگو هزه
- رقابت تنگاتنگ بین منچستر سیتی و آرسنال برای جذب بازیکن
- منچستریونایتد قید لوک شاو را زد؛ خبری از تمدید قرارداد نیست
- بارسلونا به دنبال شکار پدیده ۱۷ ساله بوندسلیگا
- مهاجم فرانسوی در آستانه بازگشت به تیم سابقش
- فده والورده برنامههای رئال مادرید را به هم میزند
- یک تغییر سرنوشتساز برای آینده آندرس کاسترین
- یوونتوس به دنبال جذب بازیکنان دپورتیوو لاکرونیا است
- مقصد غیرمنتظره مهاجم سابق منچستریونایتد در ۳۶ سالگی
- عز عبده تیم را انتخاب میکند
- برنامههای دفاعی رئال مادرید برای سال ۲۰۲۷ فاش شد
- اشرف حکیمی، بسیار نزدیک به امضای قرارداد
- اتهام سنگین برونو دِ کاروالیو به سرمربی سرشناس پرتغالی
- پروژه جانشینی اوبلاک؛ ستاره جوان ریورپلاته زیر ذرهبین اتلتیکو
- غافلگیریهای د لا فوئنته؛ چهرههای تازه و غایبان سرشناس در فهرست اسپانیا
- استوائو در حال امضای قرارداد است
- سه تمدید قرارداد بعدی که باشگاه بارسلونا میخواهد نهایی کند
- سسک فابرگاس سرمربی بعدی چلسی خواهد بود
- رافینیا در مورد بازار نقل و انتقالات زمستانی بارسلونا توضیح میدهد
- یوونتوس در مورد اسپالتی صحبت میکند
- بایرن مونیخ برای خرید استعداد ۱۸ ساله دست به کار شد
- ۴۲ امتیاز گرفت، صفر امتیاز داد؛ شاهکار تاریخی امیرحسین زارع در جهان!
- احتمال بازگشت هری کین به لیگ برتر؛ تاتنهام همچنان امیدوار است
- خداحافظی قریبالوقوع جیجی گابریل با منچستریونایتد
- نویر رکورد زد، مصدوم شد؛ بایرن با درخشش هری کین صدرنشین ماند!
- خبر بد برای بارسلونا؛ مصدومیت ژول کنده طولانیتر شد، فلیک همچنان منتظر!
- شرط جالب رشفورد برای بازگشت به انگلیس؛ فقط منچستریونایتد!
- آرسنال و منچستر یونایتد منافع تهاجمی مشترکی دارند
- کاندیدای جدید برای نیمکت ناپولی
- رئال مادرید برای جذب ریکاردو کالافیوری رقابت سختی دارد
- رقابت برای جذب خاوی رودریگز شدت گرفت
- تمدید تا ۲۰۳۰، اما بند فسخ ۶۵ میلیون یورویی؛ PSG در کمین ستاره بایرن!
- رم سه گزینه جایگزین برای اندریک دارد
- مورینیو از نسخه لوئیس انریکه برای رئال استفاده میکند؟ استراحت اجباری ستارهها!
- لیگ کنفرانس | موناکو تکلیفش را انجام میدهد
- سه بازی، سه شکست، صفر امتیاز؛ کابوس آسیایی خاتون بم به پایان رسید!
- چلسی تمدید قرارداد را فعال کرد
- جشن پیروزی نساجی خراب شد؛ پیکان در دقیقه ۹۵ گل زد!
- تراکتور ۱۰ نفره خیبر را بلعید؛ درخشش حسینزاده در شب بارانی تبریز!
- رئال مادرید برای جذب ستاره جوان بایر لورکوزن وارد مذاکره شد
- یوونتوس مهاجم ژانویه را انتخاب کرد
- والنسیا در حال برنامهریزی برای جدایی در زمستان است
- آینده کریم آدیمی در بارسلونا پیچیده شد؛ تصمیم کلوپ چه تأثیری بر سرنوشت او دارد؟
- بایرن مونیخ در حال بررسی جذب ۸۰ میلیون یورویی است
- آینتراخت فرانکفورت به دنبال جذب جواهر پاری سن ژرمن است
- بارسلونا در مورد رود نیستاد پرس و جو کرده است!
- واکنش خورخه ژسوس به خداحافظی رونالدو؛ او همچنان الگوی فوتبال پرتغال است!
- در حال حاضر تماسهایی در مورد دیدیه دشان وجود دارد!
- افشاگری بزرگ مستانتونو درباره رئال مادرید
- رئال مادرید توسط یاکوبو رامون تهدید شد
- یوونتوس و بروسیا دورتموند برای جذب ستاره ایتالیایی تلاش میکنند
- خبر مهم هری کین پس از تمدید قراردادش
- تماس یوونتوس با ناگلزمن؛ سرمربی آلمانی گزینه جانشینی اسپالتی شد!
- پیشنهاد وسوسهانگیز منچستریونایتد؛ ۴۵ میلیون یورو برای مهاجم کمفروغ بتیس!
- فرانکفورت در تعقیب پدیده ۱۹ ساله لالیگا؛ شکار جدید آلمانیها کیست؟
- کابوس آنسو فاتی در موناکو؛ مصدومیت دوباره و حذف از فهرست اروپایی
- رئال مادرید به لیورپول و چلسی نه گفت؛ ترنت در برنابئو میماند!
- بارسلونا دست رد به پیشنهادهای عربستان زد؛ رافینیا تا ۲۰۳۰ ماندنی شد
- اوساسونا اولین خرید زمستانی خود را اعلام کرد
- فرانکو ماستانتونو از لاک خود بیرون میآید
- آلیسون بکر، خریدی غافلگیرکننده و بدون هیچ هزینهای
- یک گل و یک پاس گل کافی بود؛ لیورپول شیفته مدافع انگلیسی شد!
- پایان کابوس مصدومیتها؛ آلفونسو دیویس به اوج آمادگی رسید!
- اوپامکانو در آستانه جدایی از بایرن؛ غولهای اروپا وارد رقابت شدند!