کد مطلب: ۶۹۳۵۱۴
|
|
۳۱ شهريور ۱۴۰۳ - ۱۳:۵۹

در جمع پروانه‌ها در خنکای روز‌های آخر تابستان

در جمع پروانه‌ها در خنکای روز‌های آخر تابستان
خنکای روز‌های آخر تابستان و نسیم سرد روی سرو‌های سر به فلک کشیده باغ هرندی کرمان را یک جمع خودمانی، خاطره‌انگیز کرد.

به گزارش مجله خبری نگار، خنکای روز‌های آخر تابستان و نسیم سرد روی سرو‌های سر به فلک کشیده باغ هرندی کرمان را یک جمع خودمانی، خاطره‌انگیز کرد. عشقی به زیبایی رنگ آن انار روی تک‌درخت حیاط دل‌انگیز باغ تاریخی چهارراه طهماسب‌آباد!

جایی که فرزندان پر از مهر و محبتی با چشم‌های درخشان و پر امید و انگیزه‌ای مضاعف روی صندلی‌های هماهنگ هرندی نشسته و چشم به هنری دوخته بودند که حاصل تلاش بالای خودشان بود و بس!

دختران و پسران نازنینی که اگر چه جامعه با آنها بامحبت تا نکرده و مسؤولان هم در میانه دغدغه‌های ریزودرشت خود، توجهی به آنها نداشتند، اما با کمک پدر و مادران و مربی‌های سخت‌کوش و صبور، خودشان را ثابت کردند.

فصل، فصل خزان است و رنگ، رنگ زرد! اما چه می‌شود که ناگهان بهار می‌شود و عطر اقاقیا همه‌جا می‌پیچد ... همه چیز از یک تلفن شروع شد و با یک دعوت متفاوت، شب عید ما خبرنگاران را به زیبایی گره زد. 

به همت معاونت صنایع‌دستی کرمان، باغ هرندی این شهر پر شده بود از صنایع‌دستی و آثار زیبای نقاشی! کار‌های بی‌نظیر بچه‌های سندروم داون را آورده بودند در معرض دید.

برنامه‌شان، اما عمومی نبود، یک میزبانی خصوصی از مهمانان خاصی که والدین بچه‌ها دعوت کرده بودند. دلیلش را نمی‌دانم، شاید از نگاه‌های آزاردهنده بخشی از مردم که از روی ناآگاهی، ناخواسته ناراحت‌شان می‌کند، گریزان بودند.

زیورآلات روی یکی از میز‌ها توجهم را جلب کرد و مرا به آن سمت کشاند، با خانم شقاقی آشنا شدم، مربی که به زهرا خانم ۱۶ساله آموزش داده بود، می‌گفت خدا به من توجه خاصی داشت که به مهر این گروه، گره خوردم.

در جمع پروانه‌ها در خنکای روز‌های آخر تابستان

خدا بغلم کرد و مرا انداخت توی دل یک آرامش!

نوه خواهر همسرم به این بچه‌ها سفالگری و نقاشی یاد می‌داد، وقتی از من دعوت کرد تا ساخت زیورآلات را به آنها یاد بدهم، انگار خدا بغلم کرد و مرا انداخت توی دل یک آرامش! بچه‌ها هنر را دوست دارند، با تلاششان به من انرژی می‌دهند. به عشق این بچه‌ها مواد اولیه را فراهم می‌کنم و با آنها خلق زیبایی می‌کنیم.

زهرا و چشم‎‌های پر از غرور مادرش

مادر زهرا هم کنارش نشسته بود، حس غرور و افتخار از دیدن کارِ دست دخترش را از چشم‌هایش بیرون ریخته بود، انگارنه‌انگار که روزی وقتی فهمید دخترش با بقیه هم‌سن‌وسالانش فرق می‌کند، کلی غصه خورده بود و یک کوه غم را در وجودش حل کرده بود. او حالا می‌داند که فرزندش چیزی کم و کسر ندارد، فقط تفاوت دارد، مثل رنگ چشم‌های مادربزرگ که با حاشیه روسری حریرش هماهنگ است.

زهرایی که درس می‌خواند، نقاشی می‌کشد، با ساخت صنایع‌دستی ذوق می‌کند و زندگی را در رگ و خون مادرش به جریان می‌اندازد!

در جمع پروانه‌ها در خنکای روز‌های آخر تابستان

مرجان از باهوش‌ترین‌ها است

مرجان هم از آن بچه‌های بااستعداد حوزه پته بود، دخترعمه‌اش مربی‌اش بود، می‌گفت مرجان از باهوش‌ترین‌هاست، همه تاریخ تولد‌های کل فامیل را می‌داند و به موقعش در گروه خانوادگی تبریک می‌گوید، این برای سالگرد‌های ازدواج و حتی سالگرد‌های فوت بستگان هم صادق است. می‌خندد و ادامه می‌دهد: به خدا اگه من یادم بمونه!

به خودم می‌بالم که محمدعلی پسر من است

با آقای محسنی هم که پسرش محمدعلی را سروسامان داده بود و برایش زن گرفته بود، هم هم‌کلام شدم، پدری که از سال ۷۴ با پسر متفاوتش زندگی کرده و حالا که یک نوه به اسم رها دارد، سرشار از امید و افتخار است. رهایی که مثل دیگر هم‌سن‌وسالان خودش است، هرندی را زیر قدم‌های پرتعدادش گذاشته و پدربزرگ را با گام‌های بلند و تند، دنبال خودش می‌کشاند.‌

می‌گفت: رشته تحصیلی محمدعلی مشبک است و در همین زمینه هم خلق اثر می‌کند. به خودم می‌بالم که محمدعلی پسر من است.

وقتی این جمله را که با لحن افتخارآمیزی گفت، یاد جمله‌ای افتادم که چند روز پیش از شهید صیاد شیرازی در شبکه‌های اجتماعی بازنشر شد. جمله‌ای از مریم صیاد که درباره علاقه پدر به «مرجان» که از همین بچه‌های متفاوت بود، گفته بود: بابا به‌خاطر وجود خواهرم مرجان بسیار شاکر خدا بود، او را برکت و لطف خدا می‌دانست و می‌گفت: مرجان الطاف خفیه الهی است، لطف خدا را در وجود مرجان می‌بینم، او ما را آن دنیا شفاعت می‌کند.

در جمع پروانه‌ها در خنکای روز‌های آخر تابستان

حمایت ویژه از هنرمندان سندروم داون

اعظم علیخانی در حاشیه این مراسم که با رونمایی از آثار نقاشی کودکان سندروم داون همراه بود، در گفتگو با خبرنگار فارس اظهار داشت: فقط هماهنگی مجموعه هرندی با ما بوده و اگر درخواست داشته باشند و استقبال خوب باشد، تمدید می‌کنیم.

وی از حمایت هنرمندان سندروم داون سخن به میان آورد و با تأکید بر اینکه بعضی‌ها در فیروزه کوبی و پته‌دوزی درخشیده‌اند، عنوان کرد: اگر هنرمندی به توانایی رسیده باشد، برای او پرونده انفرادی می‌زنیم و حمایت ویژه می‌کنیم.

به گزارش فارس: هزینه‌های درمانی این کودکان بسیار سنگین است و خانواده آنها را با چالش جدی مواجه کرده است، انتظار می‌رود مجموعه مدیریتی استان با کمک شرکت‌های بزرگ صنعتی و معدنی شرایط را برای آنها تسهیل کنند.

منبع: فارس
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر