کد مطلب: ۱۱۶۱۱۹۱
|
|
۳۰ مهر ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۱

لکنت زبان در بیش از ۷۰ میلیون نفر؛ چرا مردان ۴ برابر بیشتر از زنان درگیرند؟

لکنت زبان در بیش از ۷۰ میلیون نفر؛ چرا مردان ۴ برابر بیشتر از زنان درگیرند؟
بیش از ۷۰ میلیون نفر در جهان با لکنت زبان زندگی می‌کنند؛ وضعیتی که ریشه در عوامل ژنتیکی و تفاوت‌های عصبی دارد، اما برای بسیاری از مبتلایان، قضاوت، تمسخر و بی‌صبری دیگران از خود لکنت دشوارتر است. روز جهانی آگاهی از لکنت زبان، فرصتی برای شکستن کلیشه‌ها و یادآوری یک حق ساده است: همه حق دارند بدون ترس از قضاوت، حرف بزنند؛ حتی اگر کلماتشان دیرتر به مقصد برسند.

به گزارش مجله خبری نگار/رکنا، برای میلیون‌ها انسان در سراسر جهان، ساده‌ترین کارِ روزمره یعنی گفتن یک سلام کوتاه، خرید یک بلیت اتوبوس یا معرفی خود در یک جمع کاری، گاه به عبور از میدان مین می‌ماند. بیست‌ودوم اکتبر، برابر با ۳۰ مهرماه، روز جهانی آگاهی از لکنت زبان است؛ روزی که تقویم بهانه‌ای به دست می‌دهد تا از پشت دیوار‌های قضاوت‌های عمومی، به دنیای درونی افرادی نگاه کنیم که کلماتشان در میانه‌ی راه، جانی دوباره می‌گیرند و با تلاشی مضاعف از سد گلو عبور می‌کنند.

بر اساس آمار‌های سازمان جهانی بهداشت و انجمن‌های تخصصی گفتاردرمانی، حدود یک درصد از جمعیت جهان، یعنی بیش از هفتاد میلیون نفر با لکنت زبان زندگی می‌کنند. این پدیده مرز‌های جغرافیایی، فرهنگی و طبقاتی را درنوردیده و در تمامی جوامع به چشم می‌خورد. بررسی‌های آماری نشان می‌دهد که لکنت معمولاً در دوران کودکی، بازه‌ی سنی دو تا پنج سالگی و هم‌زمان با رشد سریع مهارت‌های زبانی بروز می‌کند. همچنین نسبت ابتلا در مردان و پسران به زنان و دختران حدود چهار به یک است؛ تفاوت معناداری که پژوهشگران هنوز در حال بررسی ابعاد زیستی و ژنتیکی آن هستند.

اما لکنت زبان دقیقا از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ برخلاف باور‌های عامیانه و افسانه‌های دیرینه، لکنت نتیجه‌ی ترس ناگهانی، شوک روحی، تربیت نادرست یا اضطراب مزمن نیست، هرچند عوامل هیجانی می‌توانند شدت آن را مقطعی تغییر دهند. ریشه‌های اصلی این وضعیت را باید در چند حوزه جست‌و‌جو کرد:

نخست، عامل ژنتیک و سابقه خانوادگی است. مطالعات نشان می‌دهد که بیش از شصت درصد افراد دارای لکنت، دست‌کم یک خویشاوند نزدیک با همین ویژگی دارند که نشان‌دهنده‌ی نقش پررنگِ کدگذاری‌های ژنتیکی در انتقال تمایل به لکنت است.

دوم، تفاوت‌های ساختاری و عملکردی در پردازش عصبی مغز نقش دارد. تصویربرداری‌های پیشرفته‌ی پزشکی نشان داده‌اند که در مغز افراد دارای لکنت، مسیر‌های عصبی مرتبط با برنامه‌ریزی و اجرای حرکات گفتاری در نیمکره‌ی چپ پردازش متفاوتی دارند و هماهنگی میان نواحی شنیداری و حرکتی گفتار با تاخیر یا اختلال جزئی انجام می‌شود.

سوم، تفاوت در توسعه‌ی توانمندی‌های حرکتی و زبانی در دوران کودکی است؛ زمانی که سرعت رشد توانایی‌های زبانی کودک از توانایی حرکتیِ اندام‌های گفتاری او پیشی می‌گیرد و سیستم عصبی در هماهنگی این دو بخش دچار چالش می‌شود.

بزرگ‌ترین چالش این افراد نه خودِ لکنت، بلکه نگاه جامعه است. نگاه‌هایی که گاه از روی ترحم، گاه از سر شتاب‌زدگی و پاره‌ای اوقات با تمسخر همراه است، فردِ دارای لکنت را ناخواسته به سمت انزوا، سکوت و خودسانسوری سوق می‌دهد. در سال‌های اخیر، رویکرد جهانی نسبت به این پدیده تغییرات محسوسی داشته است. شعار‌ها دیگر بر درمان قطعی و رفع کامل لکنت تمرکز ندارند، بلکه بر پذیرش، توانمندسازی و حقِ صحبت کردن با هر ریتمی تأکید می‌کنند.

روز جهانی آگاهی از لکنت زبان، بیش از آنکه بزرگداشتی برای یک اختلال باشد، دعوتی است به گوش دادن. جامعه‌ی ما بیش از هر زمان دیگری به فضایی امن نیاز دارد که در آن، شنوندگان صبوری باشیم؛ کسانی که به جای کامل کردن جملات دیگران یا نشان دادن عجله، به محتوای اندیشه و احساس گوینده احترام می‌گذارند. کلمات، ابزار ارتباط انسان‌هایند و هیچ قانونی وجود ندارد که بگوید همه‌ی آنها باید با یک سرعت و یک ریتم به مقصد برسند.

برچسب ها: کودکان
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر