آیدا پناهنده پس از تجربه موفق یک ملودرام اجتماعی، این بار با داستانی عاشقانه در دوران قاجار به شبکه نمایش خانگی آمده است؛ سریالی با حضور پارسا پیروزفر، علی شادمان و پردیس پورعابدینی که میکوشد تاریخ را از زاویهای متفاوت روایت کند.
چهار سال پس از موفقیت «پوست شیر»، هنوز میتوان نشانههای داستانی این سریال را در آثاری، چون «کوری»، «بیستویک»، «برتا» و «بازنده» پیدا کرد؛ از ربوده شدن کودکان تا جنایتهای انتقامجویانه و رازهایی که در گذشته پنهان شدهاند. حالا «یل»، تازهترین ساخته برادران محمودی، بار دیگر این شباهتها را به بحث گذاشته است.
تغییر ذائقه مخاطبان، پایان انحصار تلویزیون و رقابت ویدئوهای کوتاه، کمدیسازان قدیمی را با چالشی تازه روبهرو کرده است؛ چالشی که هم خلاقیت و هم توان قصهگویی را به آزمون میگذارد.
از «گلسنگ» تا «کوری» و «بیستویک»، برخی سریالهای نمایش خانگی با شروعی امیدوارکننده و معماهایی پرکشش، مخاطب را تا قسمتهای پایانی همراه خود میکنند؛ اما گرهگشاییهای عجولانه و تصمیمهای ناگهانی شخصیتها، گاهی تمام انتظارها را نقش بر آب میکند. نگاهی به پایان حسابشده «وراثت» نشان میدهد غافلگیری زمانی اثرگذار است که از دل منطق داستان بیرون بیاید، نه آنکه در قسمت آخر به قصه تحمیل شود.
بینقشی مطلق سیستم و تقلیلدادن فساد به یک خطای صرفاً فردی، نشاندهنده محافظهکاری بیش از حد سازندگان سریال است. وقتی اثری به موضوع تخلفات و پیامدهای آن میپردازد، نادیدهگرفتن زمینههای آن، روایت را از واقعگرایی دور میکند.