کد مطلب: ۹۹۲۸۲۸
|
|
۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۳۴

شواهد DNA روابط او را حتی با آخرین پسرش که او را تحت نظر به دنیا آورده بود، رد کرد!

شواهد DNA روابط او را حتی با آخرین پسرش که او را تحت نظر به دنیا آورده بود، رد کرد!
مصیبت لیدیا فیرچایلد در سال ۲۰۰۲ در ایالت واشنگتن آغاز شد، زمانی که او در جریان طلاق دشوار از شوهرش، برای تأمین نفقه دو فرزندش، درخواست کمک‌های عمومی کرد.

به گزارش مجله خبری نگار، او پس از ترک خانه مشترکشان به همراه فرزندانش، به دلیل بیکاری مجبور به استفاده از کمک‌های اجتماعی شد. چیزی که به عنوان یک روال معمول برای واجد شرایط بودن آغاز شده بود، زمانی به کابوس تبدیل شد که قانون او را ملزم به انجام آزمایش DNA برای اثبات نسب فرزندان کرد. شوک بزرگی بود وقتی نتایج نشان داد که شوهرش بدون شک پدر بیولوژیکی است، اما آزمایش‌ها نشان داد که ماده ژنتیکی لیدیا با ماده ژنتیکی فرزندانش مطابقت ندارد. بنابراین، در یک چشم به هم زدن، او از مادری که به دنبال کمک بود به مظنونی تبدیل شد که با اتهام کلاهبرداری در رحم اجاره‌ای رو‌به‌رو است، در پرونده‌ای که برای همه واضح و بدون ابهام به نظر می‌رسید.

لیدیا تماسی از یک مددکار اجتماعی آشفته دریافت کرد که خواستار حضور فوری او شد، اما ناگهان خود را در اتاق بازجویی به جای دفتر خدمات اجتماعی یافت. لیدیا بعداً آن روز شوم را توصیف کرد، زمانی که بازپرسان او را محاصره کردند و در را بستند و سیلی از سوالات نگران کننده و گیج کننده آغاز شد: "شما کی هستید؟ این بچه‌ها را از کجا آوردید؟ و با مادر واقعی آنها چه کردید؟ "

او در حالت شوک بود و نمی‌توانست اتهامات علیه خود را درک کند، به خصوص با توجه به اینکه عکس‌های خانوادگی، گواهی تولد و حتی گزارش‌های متخصص زنان خود را که بارداری‌هایش و تولد این کودکان را تأیید می‌کرد، ارائه داده بود. با این حال، دادگاه در آن زمان به اصل شواهد غیرمستقیم تکیه کرد؛ آزمایش DNA به عنوان مدرک قطعی و غیرقابل انکار در نظر گرفته شد و تمام شواهد و شهادت‌های مستند او را به نفع تجزیه و تحلیل ژنتیکی رد کرد.

شواهد DNA روابط او را حتی با آخرین پسرش که او را تحت نظر به دنیا آورده بود، رد کرد!

اوضاع زمانی بدتر شد که لیدیا در آستانه‌ی به دنیا آوردن فرزند سومش بود. قاضی در تلاش برای جلوگیری از هرگونه «کلاهبرداری» احتمالی، دستور داد یک متخصص به بخش زایمان اعزام شود تا بر زایمان نظارت داشته باشد و فوراً آزمایش DNA انجام دهد. لیدیا در حساس‌ترین و آسیب‌پذیرترین لحظه زندگی‌اش، خود را تحت نظر دید.

ایالت به دلیل کلاهبرداری رسماً علیه او شکایت کرد و اگر مداخله وکیلش، آلن تیندال، نبود، سرنوشت شومی در انتظارش بود. او مقاله‌ای علمی از مجله پزشکی نیوانگلند را به دادگاه ارائه داد که داستان مشابهی از زنی به نام کارن کیگان را روایت می‌کرد. در آن پرونده، آزمایش ژنتیک همچنین نشان داد که دو نفر از سه فرزند کیگان، فرزندان بیولوژیکی او نیستند. تشخیص نهایی این بود که کیگان یک کایمرای انسانی است؛ یعنی بدن او حاوی دو مجموعه DNA متفاوت است که حاصل ادغام دو جنین اولیه در رحم مادرش است.

این پرونده، تیم حقوقی را بر آن داشت تا آزمایش‌های پیچیده‌تری روی لیدیا و بستگانش انجام دهند. در کمال تعجب، آزمایش‌های استاندارد DNA که از خون یا نمونه‌برداری از گونه گرفته می‌شدند، نشان دادند که فرزندان لیدیا از نظر ژنتیکی با او خویشاوندی ندارند، اما خویشاوندی آشکاری با مادرشان، یعنی مادربزرگشان، نشان می‌دادند. این موضوع تنها از طریق یک سری آزمایش‌های بافتی دقیق که از قسمت‌های مختلف بدن لیدیا گرفته شده بود، حل شد. تنها پس از آن بود که تصویر شگفت‌انگیز پدیدار شد: در حالی که پوست و موی لیدیا یک مجموعه ژن داشت، بافت دهانه رحم او مجموعه‌ای کاملاً متفاوت را حمل می‌کرد، مجموعه‌ای که با DNA به ارث رسیده فرزندانش مطابقت داشت. لیدیا، ناخودآگاه، یک مورد نادر از تتراگامی بود، جایی که یک ارگانیسم واحد از اتحاد دو زیگوت - دو تخمک که در مراحل بسیار اولیه بارداری بارور می‌شوند - ایجاد می‌شود و منجر به دو دودمان سلولی مختلف در یک بدن می‌شود.

شواهد DNA روابط او را حتی با آخرین پسرش که او را تحت نظر به دنیا آورده بود، رد کرد!

بنابراین، مشخص شد که دودمان سلولی که بیشتر بافت‌های بدن لیدیا را تشکیل می‌داد و در آزمایش‌های معمول ظاهر می‌شد، از نظر ژنتیکی با دودمان سلولی «پنهان» که سیستم تولید مثل او را تشکیل می‌داد، متفاوت بود. فرزندان او DNA را از این دودمان پنهان به ارث بردند و این آنها را به فرزندان بیولوژیکی واقعی او تبدیل کرد، حتی اگر آزمایش‌های استاندارد نتوانسته بودند این را تشخیص دهند. بر اساس این شواهد علمی منحصر‌به‌فرد، لیدیا فیرچایلد کاملاً تبرئه شد و داستان او به پدیده‌ای تبدیل شد که در یک برنامه ویژه تلویزیونی آمریکایی در سال ۲۰۰۶ به نمایش درآمد.

تا به امروز، هیچ آمار دقیقی در مورد شیوع کایمریسم انسانی وجود ندارد و تنها حدود صد مورد ثبت شده در سراسر جهان وجود دارد. با این حال، برخی از محققان معتقدند که این پدیده ممکن است با همان سرعت تولد دوقلو‌های ناهمسان رخ دهد و می‌تواند ناشی از سندرم ناپدید شدن دوقلو‌ها باشد، که در آن یکی از دوقلو‌ها در اوایل بارداری بدون اینکه هیچ رد قابل مشاهده‌ای از خود به جا بگذارد، جذب می‌شود، به جز DNA آن که در بافت‌های دوقلوی زنده می‌ماند.

مصیبت لیدیا فیرچایلد، بحث در مورد اعتبار شواهد DNA در دادگاه‌ها را برای همیشه تغییر داد. اگرچه این ابزار همچنان ابزاری فوق‌العاده قدرتمند و دقیق است، داستان او به نمونه‌ای آشکار تبدیل شد که نشان می‌دهد DNA همیشه قطعی نیست. پیچیدگی‌های بیولوژیکی نادر، هرچند استثنایی، وجود دارند که می‌توانند حتی اساسی‌ترین قطعیت‌ها را نیز زیر سوال ببرند.

ارسال نظرات
قوانین ارسال نظر