کد مطلب: ۱۱۴۷۵۴۶
|
|
۱۱ مهر ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۹

از «ترس اجتماعی» تا «فقط مذاکره»؛ نقدی بر مواضع مهلک اصلاح‌طلبان پس از جنگ

از «ترس اجتماعی» تا «فقط مذاکره»؛ نقدی بر مواضع مهلک اصلاح‌طلبان پس از جنگ
سخت است باور کنیم چگونه احزاب یا چهره‌هایی درون حاکمیت نظام اسلامی می‌توانند میانه‌ی یک جنگ سخت و طولانی، مجموعه‌ای از اشتباهات فاحش را مرتکب شوند که هر کدام از این مواضع غلط می‌تواند به تنهایی جبهه‌ی خودی را در برابر دشمن بی‌دفاع سازد.

به گزارش مجله خبری نگار، از ایجاد ترس اجتماعی تا تزریق ناامیدی میان مردم، تمرکز بر نقاط ضعف کشور و تخفیف نقاط قوت، سیاه‌نمایی، ارائه راهکار‌های فانتزی و... جریان‌های موسوم به اصلاح‌طلب پس از جنگ تحمیلی رمضان مجموعه‌ای از سخنان و مواضع عجیب را اتخاذ کرده‌اند که در دوگانه‌سازی‌های موهوم و ارسال پالس ضعف به دشمن مؤثر بوده است.

زمانی که حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، جامعه را از «فرسایشی شدن جنگ» می‌ترساند، هنوز یک ماه از برقراری آتش‌بس نمی‌گذشت. اما او در همان خطی قدم برمی‌دارد که توسط چهره‌هایی، چون سید محمد خاتمی، حسن روحانی، آذر منصوری، جواد ظریف و... نیز دنبال می‌شود.

چنانچه حسن روحانی در سخنان اخیر خود سعی کرده بود با تأکید روی عنصر زمان، همین حس ترس و سردرگمی را به مخاطب القا کند: «به مردم بگوییم قرار ما این است با قدرت‌های بزرگ «بیست سال» دیگر بجنگیم، اگر مردم قبول کردند برویم ادامه بدهیم.»

عوام‌فریبی با ساده‌انگاری مسائل پیچیده

تقلیل منازعه‌ی پیچیده ایران و آمریکا به مباحث کوچه و بازاری از سوی اصلاح‌طلبان، یکی از حربه‌های نخ‌نما شده این طیف است که سعی دارد با مانور روی واژه‌ها و اصطلاحات ساده و عامه‌پسند به هدف سیاسی خود برسد.

پس از جنگ تحمیلی رمضان تأکید چندباره بر اصطلاح «صلح شرافتمندانه» از سوی محمد خاتمی، رئیس دولت اصلاحات و تکرار آن از سوی دیگر چهره‌های اصلاح‌طلب مانند آذر منصوری، تلاش برای ساده‌انگاری مسائل پیچیده است که بدون ریشه‌یابی جنگ تحمیلی اخیر و همچنین تحلیل شرایط پیچیده حاکم بر منطقه، به دنبال عوام‌فریبی و نهایتاً همراه ساختن مخاطب عام است.

یا دعوت برای نظرسنجی از مردم برای ادامه جنگ که بار‌ها از سوی برخی از چهره‌های اصلاح‌طلب مطرح شده، بازی روی مفاهیمی، چون دموکراسی و مردم‌خواهی است که مشخص نیست چگونه می‌تواند وسط یک جنگ تحمیل‌شده، به سرانجام برسد.

حربه خطرناک سیاه‌نمایی و ایجاد ترس اجتماعی.

اما در کنار مجموعه اشتباهات و مواضع عجیب اصلاح‌طلبان در میانه هر دو جنگ تحمیلی اخیر، تمرکز آنها بر سیاه‌نمایی و ایجاد ترس اجتماعی یک حربه‌ی خطرناک است که می‌تواند جبهه‌ی خودی را در برابر دشمن به‌واقع بی‌دفاع سازد.

سخنرانی معروف خاتمی پس از جنگ تحمیلی ۴۰ روزه در جمع مشاورانش که به‌زعم او «رهانیدن کشور از مشکلات عدیده‌ی اقتصادی، معیشتی، امنیتی، روانی، اجتماعی و...» را منوط به «صلح شرافتمندانه» کرده بود، به این معنی است که ایران راهی جز رفتن به سمت صلح (تسلیم) ندارد.

آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات نیز که گویی وظیفه‌ای جز تکرار مواضع خاتمی ندارد، همین خط را دنبال کرده است. او در یکی از سخنرانی‌های خود پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه گفته بود: «در حالی که فشار‌های اقتصادی، نارضایتی اجتماعی و چالش‌های زیست‌محیطی رو به افزایش است، پرسش بنیادین پیش روی حاکمیت و جامعه چنین است: راه نجات ایران کدام است؟ تداوم مسیر پرهزینه هسته‌ای یا بازگشت به تعامل سازنده با جهان.»

این پالس‌های ضعف به دشمن از ویران کردن افکار عمومی در داخل کشور می‌گذرد و پس از ایجاد ترس اجتماعی و تزریق ناامیدی در داخل، به‌مرور شرایط را برای تسلیم فراهم می‌سازد.

بمباران فکری جامعه با تخفیف توانایی‌ها

در کنار تمامی مواضع وحدت‌سوز و دوقطبی‌ساز اصلاح‌طلبان، تخفیف مؤلفه‌های قدرت داخلی نیز از دیگر شیوه‌های خطرناک این طیف برای رسیدن به راهبرد فقط «مذاکره یا توافق» است.

در سال‌های گذشته هرگاه که ایران مؤلفه‌ای از قدرت خود را به نمایش می‌گذاشت، برخی از جریان‌های سیاسی سعی در تحدید و تخریب آن داشتند. از حمایت از تعطیلی صنعت بومی هسته‌ای گرفته تا هجمه به قدرت موشکی به بهانه توافق با غرب، هربار آنها به یکی از اهرم‌های قدرت ایران حمله می‌کردند.

در شرایط کنونی ایجاد دوقطبی‌سازی‌های موهوم اولاً به وحدت داخلی و مؤلفه قدرت مردمی ضربه می‌زند و در مرحله بعدی، تزریق ناامیدی و ترس اجتماعی، همین پایگاه مردمی دوپاره‌شده را سست می‌سازد.

در عین حال تمرکز بر دیگر مؤلفه‌های قدرت نظیر صنعت هسته‌ای و توان نظامی همچنان در دستور کار برخی از اصلاح‌طلبان قرار دارد. اظهارات «جعفر قائم‌پناه»، معاون اجرایی رئیس‌جمهور که گفته بود: «من اگر بودم و می‌دانستم آمریکا می‌خواهد رهبرمان را شهید کند، دست از غنی‌سازی برمی‌داشتم»، توانایی هسته‌ای را نشانه گرفته است.

یا سخنان حسین مرعشی که «همه دل‌شان نمی‌خواهد شهید شوند، مردم زندگی می‌خواهند» تلاش دارد تا انگیزه‌های ایمانی نیرو‌های مسلح و مردم در برابر دشمن را تضعیف سازد.

وقتی اصلاح‌طلبان به تنگه هرمز هم رحم نمی‌کنند

در کنار مسائل یادشده، برخی از اصلاح‌طلبان حتی از تنگه هرمز نیز نگذشته‌اند و بار‌ها نسخه «بدیم بره» را در خصوص این مؤلفه قدرت نیز مطرح ساخته‌اند.

«احمد زیدآبادی» روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب، درباره کنترل ایران بر تنگه هرمز گفته بود: «اگر قرار باشد تنگه هرمز همچنان بسته بماند، توافق موقت برای تعیین مسیر کشتیرانی چه معنایی خواهد داشت؟»

یا محمدجواد ظریف وزیر خارجه اسبق کشورمان در این خصوص برای اندیشکده پایاب نوشته بود: «بسته ماندن طولانی‌مدت تنگه هرمز یا استفاده کوتاه‌مدت از آن می‌تواند اجماع جهانی، حتی با همراهی چین، علیه ایران ایجاد کند.»

در یک نگاه کلی، اصلاح‌طلبان در ماه‌های اخیر از دوقطبی‌سازی موهوم «مذاکره-جنگ» گرفته تا ایجاد «ترس اجتماعی»، «وحدت‌سوزی»، ارسال پالس ضعف به دشمن، خلع سلاح فکری جامعه و... هر کاری از دست‌شان برآمده برای نیل به هدف سیاسی‌شان که همان القای «فقط مذاکره یا توافق» است، انجام داده‌اند. بدون آنکه به نتایج فاجعه‌بار این اقدامات در میانه یک جنگ سخت تحمیلی اندیشیده باشند.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر