کد مطلب: ۱۱۲۵۳۱۹
|
|
۱۰ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۶:۲۷

یوتیوب می‌صرفه؟

یوتیوب می‌صرفه؟
گفت‌و‌گو‌ها در یوتیوب فارسی تولیدکنندگان را چقدر از خود این بستر، در سال ۱۴۰۴ کاسب کرده‌اند؟

به گزارش مجله خبری نگار، گفت‌و‌گو‌ها در یوتیوب فارسی تولیدکنندگان را چقدر از خود این بستر، در سال ۱۴۰۴ کاسب کرده‌اند؟ این پرسشی است که گزارش‌های جدید مرکز پژوهش‌های مجلس تلاش کرده است به آن پاسخ بدهد. آن‌طور که آمار‌ها می‌گویند از ۱۲ برنامه پرمخاطب یوتیوب ۲۴۶ میلیون بازدید حاصل شده است که عمده این تولیدات را گفت‌وگوی سرگرمی می‌توان دسته‌بندی کرد. آن‌طور که قاعده یوتیوب می‌گوید هر برنامه در دسته‌بندی خاص محتوایی می‌تواند میزان درآمدی متفاوتی را برای تولیدکنندگان آن بیاورد با این حال اگر تمام ۱۲ برنامه گفت‌وگومحور یوتیوب در سال گذشته را در دسته سرگرمی قرار دهیم (که عمدتاً هم چنین است) چه رقمی از این گفت‌و‌گو‌ها به تولیدکنندگانش رسیده؟ اگر بخواهیم دقیق بگوییم به یک بیشینه و کمینه درآمدی می‌رسیم، اعدادی که بخشی از گردش مالی پشت برنامه‌های یوتیوبی را نشان می‌دهد. اما پیش از پاسخ به این سؤال باید سراغ یک طرح مسئله دیگر رفت که می‌تواند اهمیت این بیشینه و کمینه را روشن کند.

برای شرح دقیق این داستان باید نگاهی به لیست برنامه‌های پرمخاطب بیندازیم. «پامپ»، «آزاد»، «با ضیا»، «رک» و «فرهنگ‌شو» ۵ برنامه اصلی پرمخاطبند که در آمار‌های مرکز پژوهش‌های مجلس به چشم می‌خورند. برنامه‌هایی که از آنها تنها دو عنوان هم‌اکنون به فعالیت خود ادامه می‌دهند. «پامپ» که یک ماهی می‌شود بعد از تغییر مجری فعالیتش را متوقف کرده، «آزاد» هم فعالیتش متوقف شد و «فرهنگ‌شو» نیز به دلیل حواشی سازنده‌اش از چرخه کنار رفت. در این بین تنها برنامه علی ضیا و مجید واشقانی به فعالیت خود ادامه می‌دهند که این موضوع نشان می‌دهد یوتیوب از آنچه به نظر می‌رسد، روایت پیچیده‌تری برای تعریف کردن دارد و اصولاً پیچیده‌شدن در برنامه‌سازی یک طرفش به مسائل مالی می‌رسد، اما ماجرای یوتیوب و گفت‌وگومحور‌ها به چه عدد و رقمی می‌رسد و اصلاً درآمد حاصل از یوتیوب می‌صرفد؟

نمی‌صرفه!

بیشترین میزان درآمد یک محتوای سرگرمی در یوتیوب از هر ۱۰۰۰ بازدید حدود ۱.۱ دلار است و کمترین درآمد به حدود ۰.۳ دلار می‌رسد. بر مبنای همین اعداد و ارقام و البته آن ۲۴۶ میلیون بازدید، بیشترین میزان برآیند تمام برنامه‌های گفت‌وگومحور از یوتیوب حدود ۲۷۰ هزار دلار و کمترین میزانش ۷۳ هزار دلار است. حالا این ارقام با توجه به میانگین ۱۳۲ هزارتومنی نرخ دلار در سال ۱۴۰۴ چقدر می‌شود؟ عدد به دست آمده چندان با منطق برنامه‌سازی جور نیست؛ در کمترین حالت خود، کل برنامه‌ها ۹ میلیارد و ۷۵۵ تومان و در بیشترین حالت نزدیک به ۳۶ میلیارد تومان می‌رسد و برنامه «پامپ» با کمینه ۳ میلیارد و ۴۸۳ میلیون و بیشینه ۱۲ میلیارد و ۷۷۴ میلیون در صدر است و پس از آن «آزاد» با کمینه ۲ میلیارد و ۳۵۵ میلیون و بیشینه ۸ میلیارد و ۶۳۸ میلیون در رتبه دوم قرار دارد. به جز این دو برنامه، ۴ عنوان دیگر هم در بیشینه درآمدی توانسته‌اند به رقم یک میلیارد برسند و ۶ برنامه دیگر از میان پر بازدید‌ها، نتوانستند خودشان را به یک میلیارد تومان درآمد برسانند.

کنار هم گذاشتن این اعداد و ارقام یک نتیجه قابل‌تأمل دارد و آن اینکه درآمد برنامه‌های گفت‌وگومحور سلبریتی‌محور اگر بنا باشد صرفاً بر اساس میزان حاصل‌شده از مانیتایز شدن در یوتیوب بچرخد، منطقی به نظر نمی‌رسد. اینکه برنامه‌ای همچون «پامپ» در مجموع قسمت‌های پخش‌شده‌اش در سال ۱۴۰۴ به اندازه هزینه‌های یک قسمت هم نباشد نشان می‌دهد جریان تولیدات محتوا‌های سرگرمی بیش از آنکه متکی بر درآمد یوتیوب باشند، متکی بر اسپانسرند. حالا اینجا یک نکته مهم روشن می‌شود؛ اینکه چرا برنامه پامپ در فصل جدید خود در پخش با پلتفرم‌های داخلی نمایش‌خانگی سهیم می‌شود. موضع این است که برنامه‌های گفت‌وگومحور اگر بخواهند از سلبریتی‌ها استفاده کنند چاره‌ای ندارند که برای درآمدزایی از اسپانسر‌ها استفاده کنند، آن هم اسپانسر‌هایی که مسئله بازگشت سرمایه برایشان اهمیت نداشته باشد، چون سرمایه‌گذاری روی برنامه‌های یوتیوبی به قدری ریسک سرمایه‌گذاری بالایی دارند که ممکن است منتج به بازگشت سرمایه نشوند. بر اساس همین منطق گفت‌و‌گو‌هایی در بستر یوتیوب دوام می‌آورند که ۱. اسپانسری داشته باشد که نیاز به بازگشت سرمایه ندارد یا ۲. نیازی به سرمایه زیاد نداشته باشند و این به معنی استفاده نکردن از سلبریتی‌هاست.

این‌همه دادو بی‌داد برای یوتیوب؟

باتوجه‌به موقعیت شرح داده شده، آن گزاره‌ای که سال گذشته درباره ازدست‌رفتن مرجعیت بستر‌های پخش داخلی توسط برخی رسانه‌ها طرح شده بود زیر سوال می‌رود. به‌طور مشخص هیچ برنامه‌ای اعم از سرگرمی یا باقی موضوعات نمی‌تواند به درآمد قابل‌توجهی از بستر یوتیوب (آن هم بدون اسپانسر) برسد. حالا بیایید دایره دربرگیرندگی این مسئله درآمد نداشتن یوتیوب را گسترش بدهیم. فیلم سینمایی «بی‌داد» که در بستر یوتیوب منتشر شد، برخی این استدلال را طرح کردند که این فیلم قرار است مسیر جدیدی را در سینمای زیرزمینی و بدون مجوز باز کند و فیلم‌ها از بستر یوتیوب درآمد کسب خواهند کرد؛ اما با یک حساب‌وکتاب ساده بطلان این استدلال روشن می‌شود. فیلم سهیل بیرقی حدود ۱.۷ میلیون بازدید گرفته و به‌ازای هر ۱۰۰۰ بازدید ۱.۱ دلار می‌گیرد. اگر قیمت دلار را ۲۰۰ هزار تومان در نظر بگیرید، کل درآمد فیلم بیرقی می‌شود ۳۷۴ میلیون تومان. این یعنی اگر فیلم بیرقی را همین حالا در جدول اکران قرار بدهیم از آخر سوم است. اصلاً چرا آن‌قدر موضوع را پیچیده کنیم، یک حساب ساده‌تر انجام بدهیم؛ یوتیوب برای هر ۱۰۰۰ بازدید ۱.۱ دلار می‌دهد که یعنی ۲۲۰ هزار تومان، اما در سینما از هر هزار بازدید می‌شود ۱۸۰ میلیون تومان در آورد. بر مبنای همین منطق می‌توان آینده سینمای زیرزمینی را می‌توان مثل برنامه‌های یوتیوبی در نظر گرفت؛ اگر قرار باشد این چرخه بچرخد یا باید پای اسپانسر ریسک‌پذیر در میان باشد یا سلبریتی‌ها حضور نداشته باشند. ازآنجایی‌که فیلم بیرقی از دو مورد اشاره شده از دومی بهره نبرده تنها گزاره اول یعنی حضور اسپانسر قدرتمند باقی می‌ماند.

پناه به یوتیوب یا فرار از آن؟

در حال حاضر برنامه‌های گفت‌وگومحوری که در یوتیوب باقی‌مانده‌اند یا انبوهی اسپانسر دارند و پس از مدتی متوقف می‌شوند یا اصلاً در جهان پادکست‌ها و ویدئوکست‌ها تعریف می‌شوند و اتفاقاً موفق هم هستند. برنامه‌هایی همچون کار نکن، طبقه ۱۶، اثر پروانه‌ای و کوزی‌کورنر از همین برنامه‌ها هستند که توانسته‌اند با عنصر خلاقیت و استفاده از گردش مالی کوچک و همراهی مخاطب پایدار به رقم معقولی از سرمایه برسند که صرفاً جریان تولید تداوم داشته باشد؛ اما موضوع اینجاست که هیچ‌کدام از این تولیدات به‌تنهایی نمی‌توانند تبدیل به یک برند با سود قابل‌توجه برسند و برای این کار چاره‌ای ندارند جز اینکه به جریان سرمایه‌های بزرگ‌تر از طریق بستر‌های داخلی متصل شوند. به همین جهت است که باواسطه یا بی‌واسطه عمده تولیدکنندگان محتوای بزرگ کشور به پلتفرم‌های بزرگ نمایش‌خانگی و اقتصادی متصل می‌شوند. حال این اتصال به معنای اسپانسرینگ باشد یا حضور ذیل چهارچوب آن پلتفرم چندان تفاوتی نمی‌کند.

یوتیوب می‌صرفه؟

تحریم‌ها نتیجه عکس داده؟

آنچه واضح است به دلیل تحریم‌ها و اینکه تبلیغ پخش‌کردن برای مخاطب ایرانی درآمدی برای یوتیوب نمی‌آورد و بازدید مخاطب ایرانی ثمره‌ای برای این پلتفرم ندارد، می‌توان گفت یوتیوب بستر مناسبی برای فعالیت بزرگ رسانه‌ای آن هم بدون اسپانسر نیست. هرچند که این پلتفرم می‌تواند برای تولیدکنندگان کوچک محلی نسبتاً امن برای سرمایه‌گذاری باشد. این موضوع را می‌توان نتیجه تحریم‌ها دانست؛ اما چرا؟ بیایید فرض بگیریم که تحریم‌های اقتصادی برقرار نبود و فلان مایع شوینده از تبلیغ محصولاتش برای مخاطب ایرانی، به درآمدزایی می‌رسید، نتیجه چه بود؟ درآمد‌ها در یوتیوب بالاتر می‌رفت و تولیدکننده در این بستر برایش صرفه اقتصادی داشت که حتی در فرایند توسعه خود در این بستر بماند و به پلتفرم داخلی متصل نشود؛ اما باتوجه‌به همین منطقی که توضیح داده شد برای تولیدکننده چه تاک‌شو باشد و چه برنامه سرگرمی بهتر است که به جریان بزرگ‌تری از تولید محتوا متصل شود و البته اسپانسر‌های داخلی.

تاک‌شو‌ها ناگهان کجا رفتند؟

نگاهی به وضعیت کنونی یوتیوب فارسی بیندازید؛ چند برنامه فعال نسبت به سال قبل حضور دارند؟ کاهش تعداد برنامه‌ها و حتی ادغامشان محسوس است؛ اما موضوع اصلی این است که همین برنامه‌های باقی مانده نیز در نسبت با تولیداتی همچون پامپ مخاطب کمتری دارند. در سویی دیگر تولیدات گفت‌وگومحور تلویزیون و پلتفرم‌ها در حال افزایش است و رفته‌رفته تمام بازار را در اختیار می‌گیرند. دراین‌بین چه برای یوتیوب مانده؟ همان تولیدکنندگان کوچک و اینفلوئنسر‌ها. آیا تا پایان سال این برنامه‌ها هم به ۲۴۶ میلیون بازدید می‌رسند و عدد ۲۷۰ هزار دلار حاصل می‌شود؟ پاسخ به این سؤال تاکنون چندان مثبت نیست.

منبع: فرهیختگان-محمدحسین سلطانی

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر