استاد شهریار: خانهی من مثل یک خانقاه شده بود، همهی هنرمندان میآمدند، سخت گرفتار مخدرات بودم، پانزده سال گرفتار عشق مجازی آتشینی بودم، گیر صوفیگری و درویشی بودم، عاشق سهتار بودم تا اینکه ...
کسی هست که یک معمای جنایی خوب را دوست نداشته باشد؟ با نزدیک شدن به پایان تابستان و ورود فصلهای خنکتر، هیچچیز بهتر از خواندن کتابی با یک توطئه جذاب و داستانی که نمیتوان آن را زمین گذاشت، نیست. فرقی نمیکند سراغ کدام دوره تاریخی بروید، رمانهای کارآگاهی بیش از یک قرن است که بخشی از ادبیات کلاسیک غرب محسوب میشوند و دلیل خوبی هم دارد که همیشه به آنها بازمیگردیم.
کتیبهی شعری در روزهای اخیر در صحن گوهرشاد نصب شده با این بیت «در ماتم حسین علی گریه کن ولی/در فکر محو این همه شمر و یزید باش»، شاعرش افشین علا است. کامل این شعر را در ادامه میتوانید بخوانید: